بیا که پیش وجودت ز خویشتن برهم
بیار ناز که از ناز و نسترن برهم
خموده روحم از این تنگنای خاک آلود
کجاست دست اجل؟ تا ز بند تن برهم
بیار ساقی از آن باده کهن جامی
مگر بفیض می از این غم کهن برهم
کجاست لاله رخ سرو قد من؟ تا من
ز خود فروشی گلهای این چمن برهم
میان جمع خوشم گر چو شمع میسوزم
که دود گردم و از قید انجمن برهم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.