سوی تاملی شاد خوار آمدند
به نزدیک دریا کنار آمدند
پر انبوه مردم یکی جای بود
همه بومشان باغ و کشت و درود
مگر آب خوش کان ز باران بدی
بدلشان در اندوه و بار آن بدی
چو بر روی چرخ ابر دامن کشان
شدی چون صدف های لولو فشان
همه کوزه و مشک ها در شتاب
بکردندی از قطر باران پر آب
چو باران نبودی جگر تافته
بُدندی لب از تشنگی کافته
بپرسید ازیشان یل نامدار
که باران نبارد چه سازید کار
بتی را نمودند و لوحی بهم
ز مس لوح و آن بت ز چوب بقم
بر آن لوح چون خط یویانیان
چهل حرف و شش هیکل اندر میان
به باران چو داریم گفتند کام
برآریم این لوح و بت را به بام
پس این لوح و بت را به سر برنهیم
نیایش کنان دست بر سر نهیم
برهنه زن و مرد هر سو بسی
ازاری زده بر میان هر کسی
بگرییم و آریم چندان خروش
که دریا و کُه گیرد از ناله جوش
همان گه بر آید یکی تیره ابر
کند روی گردون چو پشت هژبر
چنان زآب دیده بشوید زمین
کزو موج خیزد چو دریای چین
یل نیو گفتا کنون کایدریم
کنید این که بی آزمون نگذریم
نگیرد چنین چاره گفتند ساز
جز آن گه که باشد به باران نیاز
کنون کآبمان هست ده ره بهم
گرآییم ناید یکی قطره نم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: جمعیتی شاد از خیابانها به کنار دریا آمدند. در میان انبوه مردم، باغها و کشتزارهایشان دیده میشد، اما کمبود آب و باران آنها را نگران کرده بود. وقتی باران نمیبارید، همه در تشنگی و ناامیدی به سر میبردند.
یکی از جوانمردان، ناچار از مردم پرسید که در صورت عدم بارش باران چه باید کرد. آنها به بت و لوحی اشاره کردند که به نظر میرسید برای طلب باران ساخته شده است. روی آن لوح، نوشتهای شبیه به خط یونانی وجود داشت و آن بت را عزم کردند که به بام برده و نیایش کنند.
مردم، با اشک و ناله زیاد، به دعا مشغول شدند تا باران ببارد. ناگهان ابرهای تیرهای بر آسمان نمایان شدند و زمین را با بارش خود شستوشو دادند. جوانمرد گفت که باید به این روش ادامه دهند و امیدوار بود که دیگر نیازی به این نوع از دعا نباشد. به این ترتیب، باران آغاز شد و همه برای نجات از تشنگی آرزومند بودند.
هوش مصنوعی: به سمت تفکری خوشحال و با رضایت به نزدیکی دریا رفتند و در آنجا توقف کردند.
هوش مصنوعی: در میان جمعیت زیادی، جایی وجود داشت که همه زمینهایشان پر از باغ و زراعت و نعمت بود.
هوش مصنوعی: آیا ممکن است آب خوشی که از باران آمده، به دلهایشان اندوه بیافزاید و بار آن اندوه بر دوششان سنگینی کند؟
هوش مصنوعی: وقتی که ابرها به آرامی بر فراز آسمان حرکت میکنند، زیبایی و درخشندگی آنها مانند جواهرات صدفی است که مرواریدهایی را به نمایش میگذارند.
هوش مصنوعی: همه کوزهها و مشکها با عجله از باران پر شدند.
هوش مصنوعی: اگر باران نمیبارید، دلها به شدت در آتش تشنگی میسوختند و لبها از عطش خشک میشدند.
هوش مصنوعی: از آنان که به نام یل مشهورند پرسیدند: اگر باران نریزد، چه باید کرد؟
هوش مصنوعی: نماد و نشانی از طلا و فلز به نمایش گذاشته شد، در حالی که نماد دیگر از چوب ساخته شده بود.
هوش مصنوعی: بر آن لوح همانند نوشتههای یونانی، چهل حرف و شش شکل در وسط آن وجود دارد.
هوش مصنوعی: وقتی باران رحمت نازل میشود، گفتند که میتوان به آرزوهای خود دست یافت و به این ترتیب، میتوانیم این تابلو و مجسمه را به بالای بام ببریم.
هوش مصنوعی: بنابراین این تندیس و لوح را بر سر خود میگذاریم و با احترام و نیایش، دستمان را بر روی آن قرار میدهیم.
هوش مصنوعی: زن و مرد در هر طرف، بیپوشش و عریان هستند و هر کس به نوعی بر خود آسیبی وارد کرده یا زخم خورده است.
هوش مصنوعی: باید به قدری با شدت و حزن گریه کنیم و فریاد بزنیم که حتی دریا و کوه نیز از صدای ناله ما به تلاطم بیفتند.
هوش مصنوعی: همان لحظه که ابر تیرهای ظاهر میشود، آسمان مانند پشت شیر براق و قوی میشود.
هوش مصنوعی: زمین به قدری از اشکهای او شسته میشود که مانند دریای چین موجی برمیدارد.
هوش مصنوعی: یک مرد قوی و دلیر گفت که حالا بیایید به کار بپردازیم و هیچ چیزی را بدون تجربه و امتحان کردن پشت سر نگذاریم.
هوش مصنوعی: به جز زمانی که به باران احتیاج باشد، هیچ تدبیری نمیتواند موثر واقع شود.
هوش مصنوعی: حالا که آب ما در یک جا جمع شده است، اگر به هم بپیوندیم، حتی یک قطره هم نمیتوانیم را به دست آوریم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.