گنجور

شمارهٔ ۱۹

 
عارف قزوینی
عارف قزوینی » تصنیفها
 

رحم ای خدای دادگر کردی نکردی

ابقا به فرزند بشر کردی نکردی

بر ما در خشم و غضب بستی نبستی

جز قهر اگر کار دگر کردی نکردی

طاعون،وبا،قحطی، بگو دنیا بگیرد

یک مشت جو گر بارور کردی نکردی

آتش گرفت عالم ز گور بوالبشر بود

صرف نظر گر زین پدر کردی نکردی

گیتی و هرچه اندر، ز خشک و تر بسوزان

شفقت اگر با خشک و تر کردی نکردی

یک دفعه عالم بی خبر زیر و زبر کن

جنبنده ای را گر خبر کردی نکردی

این راه خیری بد نهادم پیش پایت

با جبرئیل ار خیر و شر کردی نکردی

این اشرف مخلوق زشت و بی شرف را

با جنس سگ همسر اگر کردی نکردی

ملک کیانی را قجر چون دست خوش کرد

کوتاه اگر دست قجر کردی نکردی

ایران هنرور را به ذلت اندر آرد

عارف اگر کسب هنر کردی نکردی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

غلامحسین مرادی قره قانی نوشته:

سلام استاد شجریان این شعر(تصنیف)را در کاست یوسف گم گشته با اندکی تغییر در متن (جهت جلوگیری از سیاسی شدن)بسیار زیبا اجرا کرده اند

👆☹

بهرام مشهور نوشته:

گیتی و هرچه اندر، ز خشک و تر بسوزان

شفقت اگر با خشک و تر کردی نکردی
درست آن : گیتی و هرچ اندر ز خشک و تر بسوزان
شفقت اگر با خشک و تر کردی نکردی

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام