گنجور

 
عارف قزوینی
 

عارف در دیوانش می‌نویسد که این تصنیف را پنج-شش ماه پس از «تصنیف شوستر» (که آن را زمستان سال ۱۳۲۹ ه.ق سروده) با «یک حالت یأس و ناامیدی» ساخته است.

باد فرح بخش بهاری وزید

پیرهن عصمت گل بردرید

نالۀ جان سوز ز مرغ قفس

تا به گلستان رسید (تا به گلستان رسید)

قهقهۀ کبک دری

بود چو از خودسری

پنجۀ شاهین چرخ

بی درنگ

زد به چنگ

رشتۀ عمرش برید

تا به قفس اندرم

ریخته یکسر برم

بایدم از سر گذشت

شاید از این در پرید

کشمکش و گیر و دار اگر گذارد

کج روی روزگار اگر گذارد

پای گل از باده تر کنم دماغی

نیش جگر خوار خار اگر گذارد

این دل بی اختیار اگر گذارد

گوشه کنم اختیار اگر گذارد

ز آه دل آتش زنم به عمر بدخواه

دیدۀ خونابه بار اگر گذارد

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

جواد در ‫۲ سال و ۹ ماه قبل، یک شنبه ۹ دی ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۴۱ نوشته:

این تصنیف را خانم "مرجان وحدت" در آلبوم "دشت آبی" اجرا کرده اند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سید محسن در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۹ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۰۷ نوشته:

تا به قفس اندرم-----ریخته یکسر پرم------درست است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.