گنجور

 
انوری

طاقت عشق تو زین بیشم نماند

بیش از این بی‌تو سر خویشم نماند

راست می‌خواهی نخواهم بی‌تو عمر

برگ گفتار کمابیشم نماند

شد توانگر جانم از تیمار و غم

زان دل بی‌صبر درویشم نماند

تا گرفتم آشنایی با غمت

در جهان بیگانه و خویشم نماند

چون کنم تدبیر کارت چون کنم

چون دل تدبیراندیشم نماند

انوری تا کی از این کافربچه

کاعتقاد مذهب و کیشم نماند

 
 
 
مشکلات اینترنت
غزل شمارهٔ ۱۱۶ به خوانش عندلیب
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش من بخوانم
عطار

بی تو چون یکدم سر خویشم نماند

زندگانی یک دو دم بیشم نماند

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه