گنجور

 
انوری ابیوردی
 

بی‌عشق توام به سر نخواهد شد

با خوی تو خوی در نخواهد شد

آوخ که به جز خبر نماند از من

وز حال منت خبر نخواهد شد

گفتم که به صبر به شود کارم

خود می‌نشود مگر نخواهد شد

گیرم که ز بد بتر شود گو شو

دانم ز بتر بتر نخواهد شد

ور عمر به کام من نشد کاری

دیرم نشدست اگر نخواهد شد

با عشق درآمدم به دلتنگی

کاخر دل او دگر نخواهد شد

هجرانت به طعنه گفت جان می‌کن

وز دور همی نگر نخواهد شد

جز وصل توام نمی‌شود در سر

زین کار چنین به سر نخواهد شد

خون شد دلم از غمت چه می‌گویم

خون شد دل و بس جگر نخواهد شد

تا کی سپری بر انوری آخر

در خاک لگد سپر نخواهد شد

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

امین کیخا در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۹ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۰۷ نوشته:

از خوی باید به دو کارواژه ی خویستن و خوییدن هم نگاهی بیندازیم . برای نمونه خویسته معنای معتاد را می دهد . خویکار را هم داریم . از آنجایی که خوی به معنای عرق را هم داریم که در بلوچی هم کاربری دارد و با hydrous لاتین همریشه است بهتر است که خویستن را برای خوی به معنای خلق و خوییدن را برای تعریق بگذاریم .

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.