گنجور

 
انوری ابیوردی
 

روز عیش و طرب و بستانست

روز بازار گل و ریحانست

تودهٔ خاک عبیر آمیزست

دامن باد عبیر افشانست

وز ملاقات صبا روی غدیر

راست چون آزدهٔ سوهانست

لاله بر شاخ زمرد به مثل

قدحی از شبه و مرجانست

تا کشیده است صبا خنجر بید

روی گلزار پر از پیکانست

فلک از هاله سپر ساخت مگر

با چمن‌شان به جدل پیمانست

میل اطفال نبات از پی قوت

سوی گردون به طبیعت زانست

که کنون ابر دهد روزیشان

هر کرا نفس نباتی جانست

باز در پردهٔ الوان بلبل

مطرب بزمگه بستانست

کز پی تهنیت نوروزی

باغ را باد صبا مهمانست

ساعد شاخ ز مشاطهٔ طبع

غرقه اندر گهر الوانست

چهرهٔ باغ ز نقاش بهار

به نکویی چو نگارستانست

ابر آبستن دریست گران

وز گرانیش گهر ارزانست

به کف خواجهٔ ما ماند راست

نی که آن دعوی و این برهانست

مضمر اندر کف این دینارست

مدغم اندر دل آن بارانست

کثرت این سبب استغناست

کثرت آن مدد طوفانست

بذل آن گه به و دشوارست

جود این دم به دم و آسانست

گرچه پیدا نکنم کان کف کیست

کس ندانم که برو پنهانست

کف دستیست که بر نامهٔ رزق

نام او تا به ابد عنوانست

مجد دین بوالحسن عمرانی

که نظیر پسر عمرانست

آنکه در معرکهٔ سحر بیان

قلمش همچو عصا ثعبانست

طول و عرض دلش از مکرمتست

پود و تار کفش از احسانست

چرخ با قدر بلندش داند

که برو اوج زحل تاوانست

ابر با دست جوادش داند

که برو نام سخا بهتانست

نظرش مبدا صد اقبالست

سخطش علت صد خذلانست

ناوک حادثهٔ گردون را

سایهٔ حشمت او خفتانست

در اثر بهر مراعات ولیش

خار عقرب چو گل میزانست

بر فلک بهر مکافات عدوش

زخمهٔ زهره شل کیوانست

نفخ صورست صریر قلمش

نفخ صوری نه که در قرآنست

کان نشوری دهد آنرا که تنش

بر سر کوی اجل قربانست

وین حیاتی دهد آنرا که دلش

کشتهٔ حادثهٔ دورانست

ای تمامی که پس از ذات خدای

جز کمال تو همه نقصانست

تیر دیوان ترا مستوفی

چرخ عمال ترا دیوانست

زهره در مجلس تو خنیاگر

ماه بر درگه تو دربانست

فتنه از امن تو در زنجیرست

جور از عدل تو در زندانست

بالله ار با سر انصاف شوی

نایب عدل تو نوشروانست

کچو زو درگذری کل وجود

جور عبدالملک مروانست

شیر با باس تو بی‌چنگالست

گرگ با عدل تو بی‌دندانست

آن نه شیر است کنون روباهست

وین نه گرگست کنون چوپانست

هست جرمی که درو شیر فلک

همه پوشیده و او عریانست

قلم تست که چون کلک قضا

ایمن از شبهت و از طغیانست

از پی خدمت تو گوی فلک

نه به صورت به صفت چوگانست

در بر سایهٔ تو ذات عدوت

نه به معنی به صور انسانست

در سرای امل از جود کفت

سفره در سفره و خوان در خوانست

زآتش غیرت خوان تو مقیم

بر فلک ثور و حمل بریانست

هرچه در مدح تو گویند رواست

جز تو ، وان‌لم‌یزل و سبحانست

شعر جز مدحت تو تزویرست

شغل جز طاعت تو عصیانست

رمزی از نطق تو صد تالیف است

سطری از خط تو صد دیوانست

پس مقالات من و مجلس تو

راست چون زیره و چون کرمانست

وصف احسان تو خود کس نکند

من کیم ور به مثل حسانست

من چه دانم شرف و رتبت آنک

عقل در ماهیتش حیرانست

از تو آن مایه بداند خردم

که ترا جز به تو نتوان دانست

ای جوادی که دل و دست ترا

صحن دریا و انامل کانست

روز نوروز و می اندر خم و ما

همه هشیار، نه از حرمانست

کس دگرباره درین دم نرسد

پس بخور گرچه مه شعبانست

به خدای ار به حقیقت نگری

مه شعبان و صفر یکسانست

همه بگذار کدامین گنه است

که فزون از کرم یزدانست

تا که نه دایرهٔ گردون را

حرکت گرد چهار ارکانست

در جهان خرم و آباد بزی

زانکه آباد جهان ویرانست

از بد چار و نهت باد پناه

آنکه بر چار و نهش فرمانست

مدت عمر تو جاویدان باد

تا ابد مدت جاویدانست

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

سید مجتبی فتاحی در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، پنج شنبه ۱۲ دی ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۱۰ نوشته:

درمصرع اول بیت هفدهم کلمه گه از قلم افتاده است
صحیح مصرع این گونه است :
بذل ان گه به گه و دشوار است ...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

sara در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۱۵ نوشته:

می بخور گرچه مه شعبانست...(با تصرف در مصرع انوری)
سلام، طاعاتتان قبول، و فرا رسیدن ماه پر نور شعبان مبارک باد.
ان شاء الله روزی آمدن این ماه را در زمان ظهور امام عصر، به همدیگر تبریگ بگوییم.
یا مهدی.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

مهدی در ‫۷ ماه قبل، شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۴۵ نوشته:

با توجه به اشاره‌ی همزمانی نوروز و ماهِ شعبان در این شعر، سیاهه‌ای از این همزمانی‌ها در قرن ششم قمری یافتم:

(1) پنجشنبه / 1 فروردین 457 خورشیدی / 27 شعبان 470 قمری
(2) شنبه / 1 فروردین 487 خورشیدی / 29 رجب 501 قمری
(3) جمعه / 1 فروردین 535 خورشیدی / 3 شعبان 535 قمری
(4) شنبه / 1 فروردین 554 خورشیدی / 19 شعبان 570 قمری
(5) جمعه / 1 فروردین 587 خورشیدی / 24 شعبان 604 قمری
با عنایت به قول معروف در مورد زندگانی انوری، این شعر به احتمال نزدیک در یکی از تاریخ‌های مورد 3 و 4 گفته شده است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.