گنجور

 
انوری ابیوردی
 

گرچرخ را در این حرکت هیچ مقصدست

از خدمت محمدبن نصر احمدست

فرزانه ای که بابت گاهست وبالشست

آزاده‌ای که درخور صدرست ومسندست

با بذل دست بخشش او ابر مدخلست

با سیر برق خاطر او ابر مقعدست

از عزم او طلایه تقدیر منهزم

با رای او زبانهٔ خورشید اسودست

چون حرف آخرست ز ابجد گه سخن

وز راستی چو حرف نخستین ابجدست

تا ملک ز اهتمام تو تمهید یافتست

شغل ملوک و کار ممالک ممهدست

ای سروری که حزم تو تسدید ملک را

هنگام دفع حادثه سد مسددست

از عادت حمید تو هر دم به تازگی

رسمیست در جهان که جهانی مجددست

تادست تو گشاده شد اندر مکاتبت

از خجلت تو دست عطارد مقیدست

اصل جهان تویی و ازو پیشی آنچنانک

اصل عدد یکیست ولی نامعددست

چشم نیاز پیش کف تو چنان بود

گویی که چشم افعی پیش زمردست

خصم ترا به فرق برست از زمانه دست

تاپای تو ز مرتبه بر فرق فرقدست

اسب فلک جواد عنان تو شد چنانک

ماه و مجره اسب ترا نعل و مقودست

تا شکل گنبد فلک و جرم آفتاب

چون درقهٔ مکوکب و درع مزردست

تیغ فلک ز تیغ تو اندر نیام باد

تا بر فلک مجره چو تیغ مهندست

چشم بد از تو دور که در روزگار تو

چشم بلا و فتنهٔ ایام ارمدست

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.