گنجور

 
انوری ابیوردی
 

ای گرفته عالم از عدلت نظام

ای نظام ابن النظام ابن النظام

ملک اقبال تو ملک لایزال

بخت بیدار تو حی لاینام

روی تقدیر از شکوهت در حجاب

تیغ مریخ از نهیبت در نیام

ملک را بی‌کلک تو بازار کند

عقل را بی‌رای تو اندیشه خام

کشتگان خنجر قهر ترا

حشر ناممکن بود روز قیام

چرخ برتابد زمام روزگار

هر کجا عزم تو برتابد زمام

رایض اقبال تو کردست و بس

توسن ایام را یکباره رام

لاجرم در زیر ران رای تو

ابلقش اکنون همی خاید لگام

گر ترا یزدان و سلطان برکشید

از جهانی تا جهانت شد غلام

حکم یزدان از غرض خالی بود

تا کرا پوشد لباس احتشام

رای سلطان از غرض صافی بود

تا کرا بیند سزای احترام

روز هیجاکز خروش کوس و اسب

آب گردد مغز گردان در عظام

زهرها در بر بجوشد وز نهیب

با عرق بیرون ترابد از مسام

نوک پیکانها چو پیکان قضا

از اجل آرند خصمان را پیام

کوس همچون رعد و شمشیر چو برق

تیر چون باران و گرد چون غمام

زرد گردد روی چرخ نیلگون

سرخ گردد روی تیغ سبزفام

در بر شیر فلک شیر علم

از پی خون عدو بگشاده کام

معرکه مجلس بود ساقی اجل

رمح ریحان خون شراب و خود جام

هرکسی نصرت همی خواهد ز چرخ

وز تو نصرت چرخ می‌خواهد به وام

رایتت بافتح چون همبر شود

کس نداند این کدامست آن کدام

ای جهان را حزم تو حصن حصین

ملک ودین را رای تو پشت تمام

دی نه آن چندان تهاون کرده‌ام

کان بدین خدمت پذیرد التیام

هستم از تشویر آن یک خارجی

تا ابد با خویشتن در انتقام

هست خونم زان گنه بر تو حلال

هست عمرم زین سبب بر من حرام

با لبی بر هم بر خرد و بزرگ

با سری در پیش پیش خاص و عام

حق همی داند کز آن دم تاکنون

نیز برناورده‌ام یکدم به کام

آن گنه‌کارم که نتواند نمود

آسمان در عذر جرم من قیام

گر مرا اندر نیابد عفو تو

ماندم با این ندامتها مدام

گرچه گشتستم ز خذلانی که رفت

درخور صدگونه تادیب و ملام

چون همی دانی که می‌کرد آن نه من

عفو فرمای و کرم کن چون کرام

من چه کردم آنچه آن آمد ز من

تو چه کن آنچ از تو آید والسلام

تا نباشد شام را آثار صبح

باد دایم صبح بدخواهت چو شام

قدرت از گردون گردان بردهقدر

رایت از خورشید تابان برده نام

بخت را دست نکوخواهت به دست

چرخ را پای بداندیشت به دام

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.