گنجور

 
انوری ابیوردی
 

ای گشته نوک کلک تو صورت‌نگار ملک

او بی‌قرار و داده مسیرش قرار ملک

یارب چگونه در سر کلکی توان نهاد

چندین هزار تعبیه از کار و بار ملک

تا کلک در یمین تو جاری زبان نشد

نور نگین زبانه نزد در یسار ملک

الا از آن لعاب که منسوج کلک تست

دیباچهٔ قضا نکند پود و تار ملک

علم خدای بر دو قلم ساخت حل و عقد

آن رازدار غیب شد این رازدار ملک

آن در ازل بکرد به یکبار ثبت حکم

وین تا ابد بساخت به یکبار کار ملک

کلک ترا که عاقلهٔ نسل آدمست

آورده ناقد طرف از جویبار ملک

ذات ترا که واسطهٔ عقد عالمست

پرورد دایهٔ شرف اندر کنار ملک

عمریست تا که نشو نبات فساد نیست

با آفتاب رای تو در نوبهار ملک

الا نوای شکر نزد عندلیب ذکر

از اعتدال دور تو بر شاخسار ملک

بر چارسوی باس تو قلاب مفسدت

دست بریده باز کشید از عیار ملک

بر شیر مرغزار فلک تب کمین کند

گر بگذرد به عهد تو در مرغزار ملک

ایام امتداد نفاذ ترا بدید

گفتا زهی دوام که دارد مدار ملک

تقدیر گرد بارهٔ حزم تو طوف کرد

گفتا زهی اساس که دارد حصار ملک

از سایهٔ وقوف تو بیرون نیافتند

گرچه زنور و سایه برون شد گذار ملک

دایم چو خلق ساعت از امداد سعی تو

نونو همی فزاید خویش و تبار ملک

ای بارگاه تو افق آفتاب عدل

وی آستان تو ربض استوار ملک

چون خوانمت وزیر که صد پادشا نشاند

توقیع تو ز تاجوران در دیار ملک

یک مستحق نماند کز انصاف تو نیافت

معراج تخت دولت و معلاق دار ملک

فاروق حق و باطل ملک زمین تویی

احسنت شاد باش زهی حق‌گزار ملک

خورشید روزکی دو سه پیش از وزارتت

بر پای کرد نوبتئی در جوار ملک

یعنی که ملک را به وزارت سزا منم

بر ناگرفته چون همه طفلان شمار ملک

چون در سواد ملک بجنبید رایتت

آن در سواد سایهٔ او بیخ و بار ملک

تقدیر گفت خیمه بکن هین که آمد آنک

هست از هزار گونه شرف یادگار ملک

باری کسی که ملک برد انتظار اوی

نه چون تویی که هرزه بری انتظار ملک

ای ملک در بسیط زمین خواستار تو

واندر بسیط او همه‌کس خواستار ملک

تا روزگار دست تصرف همی کند

اندر نهان ملت و در آشکار ملک

ای در تصرف تو جهان تا ابد مباد

یک روزه روزگار تو جز روزگار ملک

عهدت قدیم باد و به عهد تو ملک شاد

یارت خدای باد و شکوه تو یار ملک

ملکی که خیمه از خم گردون برون ز دست

در زینهار تو نه تو در زینهار ملک

بر درگهت رکوع وضیع و شریف عصر

در مجلست سجود صغار و کبار ملک

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.