گنجور

شمارهٔ ۹۸

 
امیر معزی
امیر معزی » قصاید
 

جاودان‌گیتی به‌ حکم شاه‌گیتی دار باد

جایگاه بدسگال شاه گیتی دار باد

جود و عدلش هر د‌و نعمت ساز و محنت سوز باد

دست و تیغش هر دو گوهردار و گوهر بار باد

بر سر شاهی که ز ایزد مر جهان را رحمت است

جبرئیل از آسمان هر روز رحمت بار باد

عز دین و عز دنیا هر دو از شاهنشه است

هرکه عز او نخواهد تا قیامت خوار باد

در میان کفر و دین فرمان او سَدّی قوی است

در میان نیک و بد شمشیر او دیوار باد

هرجه دشوارست آسان باد بر شاه جهان

هرچه آسان است بر بدخواه او دشوار باد

روز و شب با دوستانش سَعد را تعبیر باد

سال و مه با دشمنانش نحس را پیکار باد

خلق را چندانکه هست اندیشه و گفتار نیک

شاه را اندر هنرها سیرت و کردار باد

چون شهاب از چرخ و برق از میغ و تقدیر از حجاب

تیر او را از کمان در هر وطن رفتار باد

خواب امن روزگار از دولت بیدار توست

بخت خصمش خفته باد و دولتش بیدار باد

کار شاهان‌گر شکار و شادی و می‌خوردن است

با می و شادی و شاهی و شکارش‌ کار باد

بزم او از موی و روی دلبران قند لب

خرم و خوش چون بنفشستان و چون‌ گلزار باد

در بر او دلبری هم‌جهرهٔ خورشید باد

در کف او ساغری هم‌گونهٔ گلنار باد

جون صلاح کار خلق اندر بقای عمر اوست

تا جهان باشد ز عمر خویش برخوردار باد

کار ساز عالم است و یار دین ایزدست

دولت او را کارساز و ایزد او را یار باد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام