گنجور

 
 
غزل – کتابخانه و آموزش شعر فارسی
عایشهٔ مقریه

ای خر خبرت هست که بر پشت تو کیست

سم بر سر چرخ نه که بار تو پری‌ست

حمال کسی شدی که اندر همه عمر

خورشید به چشم کژ نیارد نگریست

عطار

ای دل دانی که کار دنیا گذریست

وقت تو گذشت رو که وقت دگریست

بر خاک مرو به کبر و بر خاک نشین

کاین خاک زمین نیست تن سیم بریست

اهلی شیرازی

آن بت که خراب او سامریست

او قبله ما بصورت ظاهریست

در سجده او مباش کاهل زنهار

کاندر ره عشق کاهلی کافریست

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه