گر صدهزار کاسه خون نوش میکنم
بر یاد دوست جمله فراموش میکنم
برما ز عشق گرچه نگویی سخن ولی
صد نکته فهم از آن لب خاموش میکنم
مشتی گدای سوخته ایم ای پسر مرنج
بر شکر تو گر چو مگس جوش میکنم
مجنون وشم ز آهوی چشم تو گوشه گیر
با شیر اگرچه دست در آغوش میکنم
ما عاشقیم و گر همه عالم دهند پند
مشنو که من نه پند کسی گوش میکنم
اهلی کجا به مصلحت پیر خرقه پوش
ترک سهی قدان قباپوش میکنم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و وابستگی عمیق خود به معشوق صحبت میکند و نشان میدهد که حتی اگر هزاران درد و رنج را تحمل کند، هیچکس را جز آن محبوب فراموش نخواهد کرد. او تأکید میکند که از سکوت معشوق، نکتههای عمیقتری را درک میکند و خود را مانند گدا و مشتاق در عشق توصیف میکند. شاعر به دیگران گوشزد میکند که هیچ advice و پندی نمیتواند او را از این عشق بازدارد و در نهایت، او برای محبوبش هر شوق و احساسی را میپذیرد.
هوش مصنوعی: هرچقدر هم که برای یاد دوست، خون دل بخورم و غم داشته باشم، در نهایت همهی آنها را فراموش میکنم.
هوش مصنوعی: با اینکه تو از عشق چیزی نمیگویی، اما من از لبهای ساکت تو نکات زیادی میفهمم.
هوش مصنوعی: ما گروهی از گدایان سوخته و پریشان حال هستیم، پسر! نگران نباش. من هم اگر مانند مگسی به شکر تو بروم و جوش بزنم، به خاطر عشق و محبت توست.
هوش مصنوعی: من در عشق تو مثل مجنون شدهام، حتی اگر در آغوش شیر هم باشم، به خاطر آهوی چشم تو گوشهنشین میشوم.
هوش مصنوعی: ما عاشقیم و اگر تمام دنیا هم نصیحت کنند، به حرف هیچکس گوش نمیدهیم.
هوش مصنوعی: من کجا میتوانم به مصلحت پیر، که در لباس خرقهای پوشیده است، فکر کنم در حالی که من خودم به زیبایی و ظرافت لباسهای بلند و شیک میپردازم؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.