میزدی تیری به غیر و بر جگر خوردم ز رشک
میل قتل دیگری کردی و من مردم ز رشک
با همه شوقی که دارم دی چه بودی با رقیب
دیدن روی ترا طاقت نیاوردم ز رشک
گفتم از آزار دشمن شادمان گردد دلم
لیک چون آزار او کردی خود آزاردم ز رشک
با وجود آنکه جان داد از دعای من رقیب
چون گذشتی از پی تابوت او مردم ز رشک
تا ببینم دامن وصلت به دست دیگران
همچو اهلی سر به جیب نیستی بردم ز رشک



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل، حسرت و رشک خود را به تصویر میکشد. او از عشق شدیدش به معشوق میگوید و در عین حال از آزارهایی که رقیب به او وارد میکند، سخن میگوید. شاعر از شوق دیدار معشوق و عذاب ناشی از عشق او به رقیب روایت میکند که در انتها حتی از مرگ خود در برابر این حسرت سخن میگوید. او به شدت دلتنگ و غمگین است و نمیتواند تحمل کند که معشوق به دیگران وصل شود. در نهایت، این احساس عمیق رشک و ناکامی او را به کلافگی و ناامیدی میکشاند.
هوش مصنوعی: تو به دیگران آسیبی زدی و من به خاطر حسادت و غبطهای که به آنها داشتم، درد زیادی را تحمل کردم. میل به نابودی آنها در دل تو بود و این حسرت و اندوه من را به کام مرگ کشاند.
هوش مصنوعی: با وجود تمام علاقهای که به تو دارم، در دیدن چهرهات کنار رقیب نتوانستم از حس حسادت و ناراحتی خودم جلوگیری کنم.
هوش مصنوعی: گفتم که اگر دشمن من را آزار دهد، دل من شاد خواهد شد. اما وقتی که تو خود مرا آزار کردی، به خاطر حسادت، خودم را هم آزار دادم.
هوش مصنوعی: با اینکه رقیب به خاطر دعای من جان داد، وقتی از کنار تابوت او گذشتی، من از حسادت و غبطه مردم.
هوش مصنوعی: تا وقتی میبینم که دیگران به محبوب تو نزدیک هستند و به تو دسترسی دارند، به شدت حسرت میخورم و از غم به خودم میروم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.