معلم، آن گل نو را به خار و خس مگذار
چو با منش نگذاری به هیچکس مگذار
رخی که از دم گرمم چو شمع روشن گشت
به آه سرد رقیبان بوالهوس مگذار
نسیم گلشن او عطر هر دماغ مکن
مرا چو بلبل محروم در قفس مگذار
ز نخل قامت او دست غیر کوته دار
چه جای او که مرا نیز دسترس مگذار
چو قطع آرزوی خویش میکنی اهلی
به آرزوی دلش دست همنفس مگذار



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از معلم میخواهد که از ارائهی گل نو و زیبا به خاری و خس دوری کند و او را به کسی دیگر نسپارد. او همچنین بر روی چهره و شخصیت محبوبش تأکید دارد و خواستار این است که به خاطر رقیبان حسود، او را از خود دور نکند. شاعر در ادامه بیان میکند که عشقش همچون بلبل در قفس، به شدت نیازمند عطر و حضور محبوب است و نمیخواهد کسی دیگر را به او بدهد. او به معشوقش تأکید میکند که نباید آرزوهایش را قطع کند و باید همواره در دسترس او باقی بماند.
هوش مصنوعی: ای معلم، این گل ناز و لطیف را به ناامیدی و سختیها نسپار. اگر تو با آن مهربانی نکنی، اجازه نده که دیگران هم به آن آسیب برسانند.
هوش مصنوعی: چهرهای که با گرمای محبت من تابناک شده، نباید به خاطر نفسهای سرد و حسود دیگران خاموش شود.
هوش مصنوعی: نسیم دلانگیز باغ او را هرگز از من دریغ مدار، زیرا مانند بلبل بینوا در قفس هستم و نگذار در این محدودیت بمانم.
هوش مصنوعی: قد و قامت او همچون نخل است و چنان بلند که هیچ کس نمیتواند به او دسترسی پیدا کند. این یعنی او در مقام و منزلت آنقدر بالا است که برای من نیز فرصتی برای نزدیک شدن باقی نمیگذارد.
هوش مصنوعی: وقتی آرزوهای خود را از دست میدهی، به کسی که آرزوی دلش را دارد، اجازه نده تا همنشین تو شود یا به تو نزدیک شود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.