بچه مهر و چه وفا با تو نشینم دگر
تا به امروز چه دیدیم که بینیم دگر
تو جفا کار شدی ما ز وفا سیر شدیم
تو چنان گشتی و ما نیز چنینیم دگر
جای ما نیست بکوی تو گذشتیم از آن
گر بود خلد برین هم که براینیم دگر
دست کوتاهی از اینگونه که ما رندان راست
جز گل حسرت ازین باغ چه چینیم دگر
صید پابسته شدن تا کی و خواری تا چند؟
خیز اهلی که بیک جا ننشینیم دگر


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از روابط عاشقانهای میگوید که به تیرهگی کشیده شده است. او از بیوفایی معشوق و شیرینیهای گذشته یاد میکند و حالا خود را در موقعیتی میبیند که دیگر نمیتواند در انتظار بماند. احساس ناامیدی و دلزدگی او از عشق در سایهی جفا و فراق نمایان است. در نهایت، شاعر دعوت به حرکت و ترک این وابستگی احساس میکند، چرا که دیگر نمیتواند در جایی که شادی و بهروزی نیست، بماند.
هوش مصنوعی: من با تو و از محبت و وفا همراهی میکنم، زیرا تا کنون تجربههای گوناگونی داشتهایم و نمیدانیم آینده چه چیزهایی را به همراه خواهد داشت.
هوش مصنوعی: تو بیوفا و بیرحم شدهای و ما از وفاداری خسته و دلزدهایم. تو به گونهای تغییر کردهای و ما هم همینطور تغییر کردهایم.
هوش مصنوعی: ما دیگر در کوی تو جا نداریم و از آنجا گذر کردهایم، حتی اگر بهشت هم در اینجا باشد، ما دیگر به آن تعلق نداریم.
هوش مصنوعی: ما که از خوشیها و نعمتهای زندگی محرومیم، جز حسرت و افسوس بر دل نمیزنیم و در این باغ زندگی، چیزی برای برداشت نداریم.
هوش مصنوعی: چقدر باید در قید و بند دیگران باشیم و تا کی این وضعیت حقارت را تحمل کنیم؟ برخیز، ای آزاد، چون دیگر نمیخواهیم در یکجا بمانیم و بیتحرک باشیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.