گنجور

 
اهلی شیرازی

ای همنفسان دست ز ما باز گذارید

کار دل ما را بخدا باز گذارید

دستش چه گرفتید گرم میکشد از جور

من دانم و آن دست شما باز گذارید

چون بر سر کویش نتواند که پرد مرغ

پیغام دل ما بصبا باز گذارید

ای ماهر خان گرچه جفا لازم حسن است

آخر به کرم بخش وفا باز گذارید

یکباره همه صبر و سکون را نتوان برد

یکپاره برای دل ما باز گذارید

یاران، دل اهلی سر بهبود ندارد

از زندگیش دست دعا باز گذارید

 
sunny dark_mode