یار شد مست و دل ما بفغان باز آورد
گریه بد مستی ماهم بمیان باز آورد
عاقبت بخت سیاه ستم پیشه چنان کرد که یار
جرم بخشیده مارا بزبان باز آورد
آنچنان زد ره عقل و دل و دین شاهد می
که بصد سال ریاضت نتوان باز آورد
رخت بستم ز درش تا ندرد جامه صبر
آخرم نعره زنان جامه دران باز آورد
ای بسا آهوی آزاد که در قید دلش
هوس دیدن آن دست و کمان باز آورد
هرکه یک جرعه کشید از می لعل لب او
آب حسرت چو صراحی بدهان باز آورد
اهلی گمشده در فکر دهانش صد بار
از جهان رفت و خیالش بجهان باز آورد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این بیتهای شاعر، او از لحظات عشق و شیدایی صحبت میکند. یار او او را مست و دیوانه کرده و گریههایش را به میان میآورد. در نهایت، بخت بد موجب میشود که یار با کلامش او را ببخشاید. شاعر به توصیف عشق میپردازد که چنان عقل و دل را تحت تاثیر قرار میدهد که هیچگونه ریاضتی نمیتواند مانند آن را به وجود آورد. او برای فرار از درد عشق از در یار بیرون میرود، اما در نهایت جامه صبرش پاره میشود. شاعر همچنین به حسرت و آرزوی دیدن یار و اثر نوشیدن شراب لب او اشاره میکند و در نهایت به احساس گمشدگی و فکر دائمی درباره یار میپردازد.
هوش مصنوعی: دوست ما مست شد و دل ما را به شور و شوق انداخت، گریه کردن ما به خاطر مستیام هم دوباره از سر گرفته شد.
هوش مصنوعی: در نهایت، سرنوشت سخت و ظالم ما را به جایی رساند که دوست، با وجود همهی اشتباهاتمان، به ما اجازه داد تا حرفهایمان را بیان کنیم.
هوش مصنوعی: شاهد مینوشید که به قدری تأثیرگذار بود که عقل، دل و دین را تحتالشعاع قرار داد و به این راحتی نمیتوان چنین حالتی را با صد سال تمرین و رنج به دست آورد.
هوش مصنوعی: از در خانهاش بیرون شدم تا دیگر صبرم را از دست ندهم. در حالی که با ناله و فریاد، لباسهایم را درآوردم، دوباره آنها را به من بازگرداندند.
هوش مصنوعی: بسیاری از آهوان آزاد وجود دارند که در دلشان آرزوی دیدن دستی و کمانی را دارند.
هوش مصنوعی: هر کسی که حتی کمی از شراب لبهای قرمز او را بچشد، حسرت و آرزویی که در دل دارد مانند آبی که از یک ظرف میریزد به سراغش خواهد آمد.
هوش مصنوعی: اهلی در خیال و تفکر خود، بارها از دنیای واقعی فاصله میگیرد و به طرز عجیبی، افکارش او را به جهان دیگری میبرند، اما در نهایت، دوباره به این دنیا بازمیگردد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آمد آن شاهد دل برده و جان بازآورد
جانم از نو به تن آن جان جهان بازآورد
اشک غم پاک کن ای دیده که در جوی شباب
آب رفته است که آن سرو روان بازآورد
نوجوانی که غم دوری او پیرم کرد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.