سوخت دل از ناله ام چند خروشد کسی
مرگ بجان میخرم کاش فروشد کسی
بیخ من و کوهکن کوشش بی بخت کند
آدمی از سنگ نیست چند بکوشد کسی
آینهی حُسن تو زنگ ز دل میبرد
حیف بود کز رخت دیده بپوشد کسی
تلخ بود بی تو می زهر بود گر خورم
آب حیات ای پسر بی تو ننوشد کسی
مانع اهلی مشو گر بخروشد ز غم
دل مخراش از ستم تا نخروشد کسی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و غم عمیق خود سخن میگوید و از کسی میخواهد که به نالههایش توجه کند. او خود را در وضعیت دشواری میبیند و با وجود زحمتهایش، حس میکند که هیچ کس به او کمک نمیکند. زیبایی و حسرت شخصی را میستاید و میگوید که نبود او زندگی را تلخ کرده است. شاعر همچنین تأکید میکند که استمرار غم و اندوه او نباید باعث رنجش دیگران شود و امیدوار است در این شرایط کسی صمیمانه به او کمک کند.
هوش مصنوعی: دل من از نالهها به شدت آتش میگیرد و ای کاش کسی صدای مرا بشنود. در حالی که جانم در خطر است، آرزو میکنم کسی بتواند رنج من را ببیند و به دادم برسد.
هوش مصنوعی: نمیتوان به تنها با تلاش و کوشش بینتیجه، به چیزهای بزرگ دست یافت. هر فردی که از زندگی ناتوان و بیرمق باشد، مانند سنگی است که هیچ تلاشی نمیتواند آن را تغییر دهد.
هوش مصنوعی: آینهی زیبایی تو روح و دل را شاداب میکند و درست نیست که کسی بخواهد چهرهات را از نگاهها پنهان کند.
هوش مصنوعی: بدون تو زندگی سخت و تلخ است، حتی اگر به من آب حیات بدهند، کسی نمیتواند بدون تو بنوشد.
هوش مصنوعی: نترس و موانع را کنار بزن، اگر دلت پر از غم شده، از ستم نترس. تا زمانی که کسی به تو آسیب نرسانده، نباید نگران باشی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.