موسم خزان ایگل در چمن گذاری کن
آفت جوانی بین چشم اعتباری کن
آخر ایکمان ابرو صید دل غنیمت دان
تا بکف کمان داری از کمان شکاری کن
صحبت جهانداران درد سر نمیارزد
جرعه یی بکف آور وز میان کناری کن
عاقلی هنر نبود کار رهروان عشق است
بی هنر چکار آید خیز و فکر کاری کن
همچو خضر اگر خواهی عمر جاودان اهلی
نقد زندگانی را صرف راه یاری کن



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف اهمیت کمال و زیبایی در زندگی میپردازد و تأکید دارد که جوانی و زیبایی گذرا هستند. شاعر از خواننده میخواهد تا از فرصتی که به دست آمده استفاده کند و در مسیری که به عشق و محبت میانجامد، قدم بردارد. همچنین، اشاره دارد که زندگی واقعی در کمک به دیگران و یاری کردن آنها نهفته است و این عمل میتواند به جاودانگی روح منتهی شود. در نهایت، این تأکید بر عمل و کوشش در زندگی، به نوعی فلسفهٔ عشق و همیاری را ترویج میکند.
هوش مصنوعی: فصل پاییز است، ای گل، در چمن قدم بگذار و زیبایی جوانی را در چشمانت نمایان کن.
هوش مصنوعی: در نهایت، ابروهای زیبای معشوق را همچون صید ارزشمند در نظر بگیر و از آنجایی که تو کماندار ماهری هستی، میتوانی از این زیبایی به نفع خود بهرهبرداری کنی.
هوش مصنوعی: گفتوگو کردن با بزرگان دنیا ارزش ندارد، فقط یک جرعه از معارف را در دست بگیر و از میان آن کنار برو.
هوش مصنوعی: عقل و درک کافی برای راه رفتن در مسیر عشق لازم است. کسانی که بیفن و هنر هستند، نمیتوانند در این راه پیش بروند. پس باید دست به کار شوی و فکری برای این مسیر داشته باشی.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی مانند خضر، که به جاودانگی معروف است، عمر طولانی داشته باشی، باید از سرمایه زندگیات برای کمک به دیگران استفاده کنی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.