بخش ۲۴ - گفتار در ذکر محمدشاه بن بهرامشاه که پادشاه یازدهم است از قاوردیان
چون قضیه هایله بهرامشاه رخ داد، دیگر باره عرش مملکت منثلم شد و قواعد سلطنت منهدم و عقود امن و استقامت منفصم و اهواء در حیز تشعب افتاد و کلمات در مطارح اختلاف و تشتت در کرمان آشوب افتاد و به هم برآمد و هر طایفه راهی زدند و مقری میجستند.
امیر ایبک دراز و جمعی از غلامان و چند مذکور، از امرای دولت از غمار آن فتنه بجستند و از غبار آن محنت بیرون شدند و روی به جانب جیرفت نهادند و جمعی از حشم و وزیر ظهیرالدین بر صوب یزد به خدمت ملک ارسلان رغبت نمودند و اتابک محمد را چون گل باغ مملکت از دست بشده بود، صواب آن دید که گلاب بسپارد و به اتفاق خاتون رکنی والده بهرامشاه، محمد بن بهرامشاه را که در سن هفت سالگی بود، به جای پدر بنشاندند و روزی چند در بردسیر، در خدمت آن طفل مقاسات غوغا و اضطراب کرد.
چون کعبتین تقدیر نقش مراد نمینمود و صهبای صبی آن طفل بوی سکون نمیداد، اندیشه کرد که سابق علی سهل، پرورده و از خاک برگرفته ملک بهرامشاه است و در قلعه بم به حکم اختیار او کوتوال و چند سرهنگ دارد. اگر این ملک را رمقی و این کار را رونقی خواهد بود، جز به معونت او نباشد. محمدشاه را برداشت با جمعی از غلامان و حشم خویش روی به جانب بم نهاد.


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
رونوشت متن رونوشت نشانی نمای مشابه کتابهای چاپی (فقط رایانه)در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.