گنجور

 
افضل‌الدین کرمانی

چو در میان دو لشگر اجل نهفته کند

به زیر خاک بلا صید سرکشان را دام

اجل به عرش رساند بدایع ارواح

قضا به خاک رساند عواری اجسام

فضای سینه شود خوابگاه مار سنان

سواد دیده شود آشیان مرغ سهام

در آن مقام که در شش جهت بلا بارد

مهابت تو ببندد ز خصم هفت اندام

سنان سینه شرک است و حق ممهد کرد

به حسن تقویت او قواعد اسلام

عقاب اوج سیاست که کرد انصافش

سواد دیده باز آشیان فرخ حمام

ز فر ملکت او خیره خاطر برجیس

ز هول هیبت او زرد چهره بهرام

زهی به حفظ جهان بأس تو شده ضامن

زهی به دفع بلا تیغ تو نموده قیام

به زیر چتر تو نصرت طلیعه لشکر

به خاک خطه تو گرگ راعی اغنام

مزاج کار اعادی ز تیغ تو به خلل

مدار ملکت کرمان ز عدل تو به نظام

قرین رایت اقبال تو قرینه فتح

غلام حاجب درگاه تو نبیره سام

جمال ملکت تو زینت زمان و زمین

ریاض نعمت تو مرتع خواص و عوام

به سعی عدل تو تا ملک شد جدا ز ستم

به دست بأس تو تا تیغ شد بری ز نیام

چو آب و روغن از هم جداست و خصم و حیات

چو شیر و می به هم آمیخته است ملک و دوام

 
 
رودکی

دریغم آید خواندن گزاف وار دو نام

بزرگوار دو نام از گزاف خواندن عام

یکی که خوبان را یکسره نکو خوانند

دگر که: عاشق گویند عاشقان را نام

دریغم آید چون مر تو را نکو خوانند

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از رودکی
ابوالعلاء شوشتری

بیاور آنکه گواهی دهد ز جام که من

چهار گوهرم اندر چهار جای مدام

زمرد اندر تاکم عتیقم اندر غژب

سهیلم اندر خم، آفتابم اندر حام

کسایی

سرودگوی شد آن مرغک سرودسرای

چو عاشقی که به معشوق خود دهد پیغام

همی چه گوید؟ گوید که: عاشقا، شبگیر

بگیر دست دلارام و سوی باغ خرام

عنصری

امید نیکی و تاج ملوک و صدر کرام

بزرگ خسرو آزادگان و فخر انام

یمین دولت و دولت بدو همیشه عزیز

امین ملت و ملت بدو گرفته نظام

سپهر کلی و جزوی بدو نموده هنر

[...]

مشاهدهٔ ۳ مورد هم آهنگ دیگر از عنصری
ابوسعید ابوالخیر

دریغم آید خواندن گزاف وار دو نام

بزرگوار دو نام از گزاف خواندن عام

یکی که خوبان را یکسره نکو خوانند

دگر که عاشق گویند عاشقان را نام

دریغم آید چون مر ترا نکو خوانند

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه