چو پیمان شکن یار همسایه دید
کسی را به او نیست گفت و شنید
ز پیمان و عهد کهن دست شست
سوی انگلیس آمد از در نخست
بدو گفت ایرانیان مرده اند
وگر مرده نی سخت افسرده اند
در این خانه یک تن هشیوار نیست
تن زنده و مغز بیدار نیست
زبونند و شوریده و نانورد
نه ساز سلیح و نه مرد نبرد
ز دانش تهی مغز و از سیم گنج
کدیور بسوگ است و دهقان برنج
دو تن را نباشد بهم راستی
رسید آندمی کز خدا خواستی
مهانشان که و کهتران مهترند
همه دشمن خون یکدیگرند
بزرگان آن بوم و ویران همه
هواخواه گرگند و یار رمه
بما دل سپردند و با دوست روی
نه آزرم جویند و نه آبروی
رسیده کنون روز نخجیر ما
که دشمن درآید بزنجیر ما
به فردا منه کار امروز خویش
که فردا بسی کارت آید به پیش
درین نغز هنگام ما را نکوست
که با یکدیگر یار باشیم و دوست
بیا تا به هم دوست باشیم و یار
ببندیم پیمان مهر استوار
نگوئیم هیچ از گذشته سخن
نماند بدل کینه های کهن
بتازیم در تخت گاه کیان
نترسیم از پیل و شیر ژیان
که پیلان فتادند یکسر ز کار
شدستند شیران سگان را شکار
در این بیشه دیگر پی شیر نیست
یلان را تبرزین و شمشیر نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف وضعیت ناامیدکننده ایرانیان میپردازد که به خیال پیمان شکنان، مرده یا افسرده شدهاند. او میبیند که مردم از دانش و قدرت تهی هستند و هیچکس برای دفاع از کشورشان وجود ندارد. شاعر به دشمنیها و کینههای موجود در میان بزرگان و مردم اشاره میکند و از ناهماهنگی و بیتوجهی آنها به یکدیگر انتقاد میکند. او پیشنهاد میدهد که باید یکدیگر را دوست داشته باشند و کنار هم بایستند تا بتوانند به دشمنانشان پاسخ دهند. شعر به تشویق برای اتحاد و دوستی و حرکت به سمت آیندهای بهتر میپردازد، تا دوباره قدرت و شجاعت خود را به دست آورند و به جنگ با دشمنان بروند.
هوش مصنوعی: وقتی که دوست خیانت کار را در کنار همسایه میدید، کسی را پیدا نکرد که با او صحبت کند یا چیزی بشنود.
هوش مصنوعی: شخصی از تعهدات و پیمانهای گذشته خود گذشت و به کشور انگلیس روی آورد.
هوش مصنوعی: ایرانیان به او گفتند که یا مردهاند، یا اگر هم مرده نباشند، خیلی ناراحت و غمگین هستند.
هوش مصنوعی: در این خانه هیچ کس نیست که هوشیار و آگاه باشد، نه کسی زنده است و نه ذهنی بیدار وجود دارد.
هوش مصنوعی: این بیت به وضعیت افرادی اشاره دارد که نه در کار رزم و نبرد ماهرند و نه در تهیه و تدارک وسایل جنگی، بلکه در حالتی سردرگم و آشفتگی به سر میبرند. آنها نه مهارت نظامی دارند و نه توانایی تامین نیازهای جنگی.
هوش مصنوعی: شخصی که از دانش بیبهره است و تنها به پول و ثروت تعلق خاطر دارد، به نوعی در زندگیاش دچار نقصان است و نمیتواند به ارزشهای واقعی مانند زراعت و تلاش برای بهبود معیشت بپردازد.
هوش مصنوعی: دو نفر نمیتوانند به هم اعتماد کنند، زمانی که برای رسیدن به چیزی از خداوند درخواست کردهاند.
هوش مصنوعی: مردان بزرگ و مهم، و افراد کوچک و کماهمیت هیچکدام به یکدیگر احترام نمیگذارند و همه آنها دشمن خون همدیگر هستند.
هوش مصنوعی: بزرگان آن دیار همگی طرفدار گرگها هستند و از گوسفندها حمایت میکنند.
هوش مصنوعی: دلهای خود را به ما سپردند و با دوستان خود صمیمی شدند، نه به دنبال شرم و حیا هستند و نه نگران آبرو.
هوش مصنوعی: روز شکار ما فرارسیده است، وقتی که دشمن به زنجیر ما وارد میشود.
هوش مصنوعی: کارهای امروزت را به فردا واگذار نکن، زیرا فردا ممکن است کارهای زیادی برای انجام دادن داشته باشی.
هوش مصنوعی: در این زمان زیبا، بهتر است که ما با همدوستی و همکاری باشیم.
هوش مصنوعی: بیایید تا با هم دوست باشیم و پیمان عشق و دوستی محکمی ببندیم.
هوش مصنوعی: بهتر است از گذشته و کینههای قدیمی صحبت نکنیم، چرا که هیچ چیزی از آن باقی نمانده است.
هوش مصنوعی: بیایید با شجاعت به تمامی قدرت و ثروت بپردازیم و از هیچ چیز، حتی از بزرگترین خطرها، نترسیم.
هوش مصنوعی: فیلها همه از کار افتاده و ناتوان شدهاند، در نتیجه شیران به راحتی تبدیل به شکارچیان سگان شدهاند.
هوش مصنوعی: در این جنگل دیگر خبری از شکار نیست، جوانمردان نیز دیگر سلاح و ابزار جنگی ندارند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.