ادیب الممالک
»
دیوان اشعار
»
مقطعات
»
شمارهٔ ۲۴۷ - ماده تاریخ میرزاعلی اکبرخان پسر میرزاعلی قائم مقامی در ۲۶ صفر ۱۳۲۹
ویرانه کرد چرخ بستان و کاخ ما
شد تنگنای غم قصر فراخ ما
آن روح تابناک بر ذروه سپهر
شد در صف ملک از دیولاخ ما
پرسیدم از خرد تاریخ فوت وی
گفتا «بناگهان پژمرده شاخ ما»


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ مرگ و فقدان میرزاعلی اکبرخان سخن میگوید و غم و اندوه ناشی از این فقدان را بیان میکند. شاعر از خرابی و ویرانی کاخ و باغش به دلیل فوت این شخصیت تاثیرگذار سخن میگوید و اشارهای به تأثیر روح او بر زندگی اطرافش دارد. در نهایت، با تلخی از خرد تاریخ میپرسد که چه زمان و چگونه این شخصیت به ناگاه از میان رفته است.
هوش مصنوعی: سرنوشت و گردش روزگار، باغ و قصر ما را ویران کرد و اکنون اندوهی که به ما دست داده، مانند زندانمان در قصر بزرگ است.
هوش مصنوعی: روح درخشان به اوج آسمان رسید و در میان فرشتگان از دیوان ما قرار گرفت.
هوش مصنوعی: از خرد تاریخ پرسیدم که چرا او از دنیا رفته است. پاسخ داد که ناگهان شاخ ما پژمرده شد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ویرانه کرد چرخ بستان و کاخ ما
شد تنگنا غم قصر فراخ ما
آن روح تابناک بر ذروه سپهر
شد در صف ملک از دیولاخ ما
پرسیدم از خرد تاریخ فوت وی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.