گنجور

 
 
 
حزین لاهیجی

با همه سیلی که شسته روی زمین را

طرفه غباری ست چشم حادثه بین را

بار الم بی حد است و گرد کدورت

پشت فلک را ببین و روی زمین را

گوشهٔ امنی که هست وادی جهل است

[...]

ادیب الممالک

چند کشی جور این سپهر کهن را

چند بکاهی روان و خواهی تن را

مرد چو رخت شرافت ندوخت بر اندام

باید پوشد به دوش خویش کفن را

سلسله اش چون بنات نعش گسستی

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه