بوده بمغرب، سیاه بود، چون در سماع آمدی سپید شدی. او را گفتند: که حال تو میبگردد. گفت: ارتو ازان آگاهید، که من آگاهم، حال بر تو هم بگردید. میمون المغربی من اهل المغرب و کان من السیاحین و هو من قدماء المشایخ و کان یرافق اباموسی الدبیلی فی الاسفار و کان صاحب آیات و کرامات، حکی انه کان معه جراب و کان کلما اراد شیئا ادخل یده فیه واخر جه منه.
شیخ الاسلام گفت: وقتی در بصره قطح افتاده بود، مردمان باستسقا بیرون شدند، و عطای سلیمن٭ با ایشان عطا گوید رفتم بران گورستان، حس شنیدم باز شدم:



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ میمونی است که از مغرب آمده و در حال سماع، رنگش به سپیدی تغییر میکند. او خود را از اهل مغرب میداند و در سفرها با ابوموسی دبیلی همراه بوده است. میمون دارای کرامات و آیات خاصی است و در صورتی که چیزی بخواهد، آن را از جرابی که همیشه همراه دارد، بیرون میآورد. همچنین، اشارهای به شیخ الاسلام و هنگامی دارد که در بصره، مردم برای طلب باران به بیرون رفته و او نیز در این موقعیت تجربهای داشته است.
هوش مصنوعی: در مغرب بود، چهرهاش سیاه بود، اما وقتی در سماع شرکت کرد، چهرهاش سفید شد. به او گفتند که حال تو تغییر کرده است. او پاسخ داد: آیا شما از آن آگاه هستید؟ من خودم از آن باخبرم، حالا ممکن است حال شما هم تغییر کند. میمونی از مغرب که اهل آنجا بود و از سیر و سفرکنندگان قدیمی به شمار میرفت، همراه اباموسی الدبیلی در سفرها بود و دارای آیات و کرامتهایی بود. گفته شده که او همیشه یک کیسه داشت و هر زمان که چیزی میخواست، دستش را داخل آن میکرد و آن را بیرون میآورد.
هوش مصنوعی: شیخ الاسلام گفت: زمانی که در بصره خشکسالی برقرار بود، مردم برای درخواست باران به بیرون رفتند و عطای سلیمان با آنها بود. من به سمت گورستان رفتم و وقتی حس کرد که صدایی شنیدم، برگشتم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.