پیر طریقت گوید: در هر حال شمار با مزدوران است با عارف چه شمار است؟ عارف خود مهمان است مزد مزدور و پذیرائی مهمان در خور میزبان است مایه مزدور حیرت و مایه عارف عیان است
جان عارف در سر مهر او تاوان است جان او همه چشم و راز او همه زبان است، آن چشم و زبان در نور عیان ناتوان است مزدور را نور امید در دل تاود و عارف را نور عیان در جان، مزدور خود در میان نعمت گردان و از عارف خود عبارت نتوان نفس عارف را قیمت پیدا نه
دانی چرا؟ که آن نفس از حضرت جدا نیست، قالب چون صدف است و نفس چون جوهر! مبداء آن از حضرت است و مرجع آن بسوی حضرت اگر آن از اینجا بودی نفسانی بودی و اگر نفسانی بودی حجاب تفرقه بسوختی که آنچه نفس عارف سوزد آتش دوزخ نسوزد از بهر آنکه آن آتشی است که گرمی دوستی آنرا می افروزد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: پیر طریقت میگوید که در هر وضعیت، فرد باید بین مزدوران و عارفان فرق بگذارد. عارفان مهمان خدا هستند و مزدوران تنها در پی مزد خود. عارف به نزدیکی و روشنایی الهی دست یافته و جانش مملو از محبت الهی است. در حالی که مزدور فقط به امید پاداش فکر میکند.
نفس عارف جدا از حقیقت و نور الهی نیست و همچون جوهر در صدف است؛ هرچند که جسم او محدود است. اگر نفس انسان از خدا جدا باشد، دچار تفرقه میشود، اما نفس عارف آتش دوستی خدا را در دل خود دارد و این آتش، نشانی از عشق و محبت الهی است که هیچ عذابی نمیتواند آن را خاموش کند.
هوش مصنوعی: استاد دینی میگوید: هر لحظه با آدمهای مزدور در ارتباطی، چه تفاوتی با عارفانی که در کنارت هستند داری؟ یک عارف در واقع مهمانی است که به خاطر تلاشش، پاداشی میگیرد. در حالی که مزدور به دلیل کارش، دچار شک و تردید است و عارف از آنچه که در درونش هست، آگاه و روشن است.
هوش مصنوعی: عاشق در عشق معشوق خود بهای جانش را میپردازد. جان او سرشار از دیدن و رازگویی است. آن چشم و زبان در روشنایی نور ضعیف میشود. کسی که مزدور است، نور امید را در دل دارد و عارف، نور روشن را در جانش دارد. مزدور در میان نعمتها زندگی میکند، اما عارف نمیتواند خودش را توصیف کند. نفس عارف هیچگاه قابل اندازهگیری نیست.
هوش مصنوعی: میدانی چرا؟ زیرا آن نفس جدا از حقیقت نیست. جسم مانند صدفی است و نفس مشابه جواهر است! منشأ نفس از ذات مقدس است و بازگشت آن نیز به سوی همان ذات است. اگر نفس از اینجا بود، از نوع انسانی نبود و اگر انسانی بود، حجاب تفرقه را میسوزاند. آنچه که نفس عارف میسوزاند، آتش دوزخ نمیسوزاند؛ زیرا آتش آن ناشی از گرمی دوستی است که آن را شعلهور میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.