پیر طریقت را اتفاق افتاد که بر خرما بنی شد سیخی به شکمش در شد که تا به سینه بردرید! به خویشتن نگریست و گفت حمد خدا را که نمودم تا تو را به کام خویش دیدم و بر تو نصرت یافتم
رحمت خدای بر آن جوانمردان باد که کمر مجاهدت بر میان بستند و در میدان بندگی در صف خدمت بایستادند و قدم بر کل مراد خود نهادند و با خلق خدا به صلح و سازش ساختند و با نفس خود به جنگ برخاستند و به زبان حال گفتند:
با خود ز پی تو جنگ ها دارم من
صد گونه ز عشق رنگها دارم من
در عشق تو از ملامت بی خبران
بر جان و جگر خدنگها دارم من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: پیر طریقت به هنگام سختی و آسیب، به خداوند شکر گفت که در این شرایط توانسته است به عشق خویش برسد. او جوانمردان را ستایش میکند که با ایستادگی در میدان بندگی و مجاهدت، به صلح با دیگران و جنگ با نفس خود پرداختهاند. این جوانمردان در عشق به خداوند، از ملامت دیگران بیخبرند و در نتیجه، در دل خود مشغول جنگی پنهانی هستند.
هوش مصنوعی: پیر راهی به او خدایی بروز کرده بود که چنان به شکمش زخم زده بود که تا سینهاش را شکافت. زمانی که به خود نگاه کرد، گفت: "خدا را شکر که توانستم تو را در مراد خود ببینم و بر تو پیروز شوم."
هوش مصنوعی: خدا به آن جوانمردان که برای جهاد آماده شدند و در خدمت به دیگران ایستادند، رحمت کند. آنها شجاعانه به دنبال اهداف خود رفتند، با مردم در صلح و همکاری زندگی کردند و با نفس خود به مبارزه پرداختند و به شکلی عملی نشان دادند که شرایط را درک کرده و با آن مواجه هستند.
هوش مصنوعی: برای تو جنگهای متنوعی دارم و به خاطر عشق، احساسات و رنگهای مختلفی را تجربه کردهام.
هوش مصنوعی: من برای عشق تو حتی از سرزنش آنهایی که بیخبرند، هم بینیازم و در دل و جانم تیرهای عشق را احساس میکنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.