پیر طریقت گوید: خدایا تو دوستان را به دشمنان می نمائی درویشان را غم و اندوه دهی بیمار کنی و خود بیمارستان درمانده کنی و خود درمان کنی از خاک آدم کنی و با او چندان احسان کنی سعادتش بر سر دیوان کنی و بفرودس او را مهمان کنی مجلسش روضه رضوان کنی ناخوردن گندم با وی پیمان کنی و خوردن آن در علم غیب پنهان کنی آنگه او را به زندان افکنی وسالها گریان کنی جباری تو کار جباران کنی؟ خداوندی کار خداوندان کنی تو عتاب و جنگ همه با دوستان کنی؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: پیر طریقت به خداوند میگوید که تو دوستان را به دشمنان مینمایی و درویشان را در غم و اندوه قرار میدهی. تو خود بیمار میشوی و در عین حال درمان میکنی، از خاک انسانها میسازی و به آنها احسان میکنی تا سعادتشان را به عرش برسانی و در بهشت مهمانشان کنی. اما در عین حال، او را در زنجیر میکنی و سالها او را گریان نگه میداری. تو کارهای بزرگ را به جباران واگذار میکنی و با دوستانت جنگ و عتاب داری. اینها نشان میدهد که زندگی پر از تناقضات و آزمونهاست.
هوش مصنوعی: پیر طریقت میگوید: ای خدا، تو دوستانت را به دشمنان معرفی میکنی، درویشان را غم و اندوه عطا میکنی، آنها را بیمار میسازی و خود بیمارستانی درمانده میکنی، و سپس خودت آنها را درمان میکنی. از خاک انسان میسازی و به او خیلی خوبی میکنی، سعادتش را در دیوان ثبت میکنی و او را مهمان بهشت میکنی، مجلسش را به باغ رضوان تبدیل میکنی. در کنار او با او قرار میگذاری که گندم نخورد و خوردن آن را در علم غیب پنهان میسازی. سپس او را به زندان میاندازی و سالها گریانش میکنی. تو، ای خدا، کار جباران را انجام میدهی؟ چرا اینگونه با دوستان رفتار میکنی؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.