پیر طریقت گوید: خدایا تو دوستان را به دشمنان می نمائی درویشان را غم و اندوه دهی بیمار کنی و خود بیمارستان درمانده کنی و خود درمان کنی از خاک آدم کنی و با او چندان احسان کنی سعادتش بر سر دیوان کنی و بفرودس او را مهمان کنی مجلسش روضه رضوان کنی ناخوردن گندم با وی پیمان کنی و خوردن آن در علم غیب پنهان کنی آنگه او را به زندان افکنی وسالها گریان کنی جباری تو کار جباران کنی؟ خداوندی کار خداوندان کنی تو عتاب و جنگ همه با دوستان کنی؟


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، خواجه عبدالله انصاری به تناقضات زندگی انسانها اشاره میکند و میگوید که خداوند در رفتار خود با بندگان، درویشان و دوستانش، گاهی غم و اندوه و مشکلاتی را فراهم میآورد. او به رغم اینکه از خاک آدم انسان را شکل داده و به او احسان کرده، گاهی او را به زندان میافکند و سالها در درد و رنج میگذارد. تأکید بر این است که حتی در این دشواریها، خداوند به نوعی کار خداوندان را میانجامد و به بندگان خود نعمتهایی میدهد. در نهایت، این شعر به تأمل در حکمت و مشیت الهی در زندگی انسانها میپردازد.
هوش مصنوعی: پیر طریقت میگوید: ای خدا، تو دوستانت را به دشمنان معرفی میکنی، درویشان را غم و اندوه عطا میکنی، آنها را بیمار میسازی و خود بیمارستانی درمانده میکنی، و سپس خودت آنها را درمان میکنی. از خاک انسان میسازی و به او خیلی خوبی میکنی، سعادتش را در دیوان ثبت میکنی و او را مهمان بهشت میکنی، مجلسش را به باغ رضوان تبدیل میکنی. در کنار او با او قرار میگذاری که گندم نخورد و خوردن آن را در علم غیب پنهان میسازی. سپس او را به زندان میاندازی و سالها گریانش میکنی. تو، ای خدا، کار جباران را انجام میدهی؟ چرا اینگونه با دوستان رفتار میکنی؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.