پیر طریقت گوید: خدایا نسیمی وزید از باغ دوستی دل را فدا کردیم بوئی یافتیم از خزینه دوستی بپادشاهی بر سه عالم ندا کردیم برقی از مشرق حقیقت تافت آب و گل کم انگاشتیم و دو گیتی بگذاشتیم یکنظر کردی در آن یک نظر بسوختیم و بگداختیم بیفزای خدایا نظری و این سوخته را مرهم ساز و غرق شده را دریاب که می زده را به می دارو کنند


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به عشق و دوستی با خداوند اشاره میکند و حالتی از شور و شوق در دلش برمیانگیزد. او از نسیمی که از باغ دوستی وزیده، و بویی که از آن حس کرده، صحبت میکند و بیان میکند که چگونه در برابر حقیقت، دنیای مادی را رها کرده است. شاعر از خداوند میخواهد به حال سوخته دلان نظر کند و آنها را دریابد و دردی را که به عشقشان دچار شدهاند، به درمان برساند. پس، او به دنبال وجود الهی است تا با لطف و رحمتش آرامش یابد.
هوش مصنوعی: پیر طریقت میگوید: خدایا، نسیمی از باغ دوستیت وزید و ما جانمان را فدای آن کردیم. بویی از گنجینه دوستی به مشاممان رسید و در سه جهان فریادی سر دادیم. درخششی از مشرق حقیقت نمایان شد و ما آب و گل را ناچیز شمردیم و از دو جهان گذشتیم. یک نگاه به ما کردی و ما را بسوختی و ذوب کردی. خدایا، لطفی کن و به این سوخته نظر کن و مرهمی بر زخمهایش بگذار و غریق را نجات ده، چرا که در این حال، میزنند که به دارو احتیاج دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.