پیر طریقت گوید: آه از این علم ناآموخته گاه در آن غرقم و گاه سوخته گوینده از این باب علم چون دریاست گاه در مد و گاه در جزر چون در مقام انبساط باشد جهانرا صفوت و صفا پر کند و چون در مقام هیبت بود عالم را از بشریت پر کند و از بابهای فتوح علم لدنی خواب نیکو و دعای نیکان و قبول دلها است
آه از قسمتی که پیش از من رفته فغان از گفتاری که خود رائی گفته ندانم که شاد زیم یا آشفته بیمم همه از آنست که آن قادر در ازل چه گفته؟ بنده تا در قبض است خوابش چون خواب غرق شدگان، خوردش چون خورد بیماران و عیشش چون عیش زندانیان به سزای نیاز خود می زید و بخواری و زاری راه می برد و به زبان عجز می گوید:
پر آب دو دیده و پر آتش جگرم
پر باد دودستم و پر از خاک سرم
چون زاری و خواری آدمی بغایت رسد و عجز و تضرع وی ظاهر گردد خداوند تدارک دل او کند و در بسط و انبساط بر دل وی گشاید وقت وی خوش گردد دلش با حق پیوسته و سر به اطلاع حق آراسته و بزبان شکر می گوید الهی محنت من دولت من شدی اندوه من راحت من شدی داغ من چراغ من شدی و جراحت من مرهم من شدی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: پیر طریقت درباره علم ناآموخته سخن میگوید و درک میکند که این علم همچون دریا است که گاهی آرام و گاهی طوفانی است. او بیان میکند که در حالت انبساط، جهان صفا و روشنی مییابد و در حالت هیبت، انسانها از بشریت دور میشوند. او از گذشته نگران است و نمیداند آیا باید شاد باشد یا غمگین.
نویسنده به عجز و نیاز خود اشاره میکند و از درد و رنجهایش مینالد. او با زبانی پر از احساس میگوید که در زمانی که انسان از درد و زاری خود در پیشگاه خداوند فروتنی کند، خداوند دل او را آرامش میدهد و شکوهاش را به راحتی تبدیل میکند. در نهایت، نویسنده به شکرگزاری خداوند پرداخته و میگوید که مشکلاتش به برکات تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: عارف میگوید: آه از این دانشی که هنوز آن را نیاموختهام. گاهی در عمق آن غرق میشوم و گاهی دچار سوختگی میشوم. این علم مانند دریا است که گاهی در حال مد و گاهی در حال جزر است. وقتی که در حالت گسترش باشد، جهان را با صفا و پاکی پر میکند و زمانی که در حالت هیبت قرار میگیرد، دنیا را پر از انسانیت میکند. از دروازههای خروش دانش باطنی، خواب خوش، دعاهای نیکو و پذیرش دلها حاصل میشود.
هوش مصنوعی: آه از گذشتهای که از من دور شده و ناراحتی از کلماتی که ناشی از خودخواهی گفتهام. نمیدانم آیا باید خوشحال باشم یا نگران. همه اینها به آن نکتهای برمیگردد که همان قادر مطلق از ابتدا چه مقدر کرده است. بنده تا زمانی که در کنترل او قرار دارد، خوابش مانند خواب غرقشدگان و نغمهاش مانند نغمه بیماران است. او به اندازه نیاز خود زندگی میکند و در عذابی و درد و زاری به سر میبرد و با زبانی عاجزانه میگوید:
هوش مصنوعی: چشمانم پر از اشک و دلشوره است، سینهام پر از آتش و درد، دستانم پر از ناامیدی و سرم هم پر از غم و خاکستری است.
هوش مصنوعی: زمانی که انسان به شدت در عذاب و ذلت بیفتد و ناتوانی و درخواست او به وضوح نمایان شود، خداوند دل او را تسکین میدهد و بر او گشایش میبخشد. آنگاه زمانش خوش میشود و دلش به حق متصل میگردد. او با زبان شکر و gratitude میگوید: "خدایا، درد من به نعمت تبدیل شد، غم من به آرامش بدل گردید، ناراحتیام روشنایی من شد و زخمهایم مرهم گشتند."
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.