گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
میبدی

دیدی ملکی که دست درویش گرفت

آن گه بنواخت در بر خویش گرفت‌

آن گه بولی و صاحب جیش گرفت

آن گاه بکشت و کشته را پیش گرفت؟!

مولانا

عقل آمد و پندِ عاشقان پیش گرفت

در ره بنشست و رهزنی کیش گرفت

چون در سرشان جایگهِ پند ندید

پای همه بوسید و رَهِ خویش گرفت

مجد همگر

چون سوز توام در این دل ریش گرفت

دل با تو طریق لابه در پیش گرفت

بسیار خروشید و خراشید جگر

در تو نگرفت و دل سر خویش گرفت

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه