الهی از آن خوان که بهر پاکان نهادی نصیب من بینوا کو؟ اگر نعمتت جز بطاعت نباشد پس آنرا بیع خوانند لطف و عطا کو؟ اگر در بها مزد خواهی ندارم و اگر بی بهادهی بخش ما کو؟ اگر از سگان توام استخوانی و اگر از کسان توام مرحبا کو؟ الهی یک دل پر درد دارم و یک جان پر زجر، خداوندا این بیچاره را چه تدبیر؟ بار خدایا درماندم نه از تو لکن درماندم در تو، اگر غایب باشم گوئی کجائی؟ و چون بدرگاه آیم در رانگشائی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، نویسنده به خداوند عرض میکند که اگر نعمتهایش تنها در صورت اطاعت به بندگانش داده شود، او که ناتوان و بیچاره است، چگونه میتواند به آن نعمتها دست یابد. او از خدا درخواست میکند که حتی اگر فقط به اندازه استخوانی از نعمتهایش به او عطا کند، برایش کافی است. نویسنده احساس درد و رنج زیادی دارد و از خدا میخواهد که به او کمک کند و در کنارش باشد، حتی اگر دور باشد. او به خدا تکیه میکند و امید دارد که در درگاهش پذیرفته شود.
هوش مصنوعی: خداوندا، از سفرهای که برای بندگان پاکت نهادهای، نصیب من بیچاره کجاست؟ اگر نعمتهایت تنها در سایه اطاعت تو قرار دارد، پس لطف و عطایت کجاست؟ اگر به بها چیزی نمیخواهی، من نه چیزی دارم و نه چیزی برای پرداخت! اگر به من به عنوان سگی از سگهای خودت استخوانی میدهی، پس چه از کسانت به من توجهی نمیکنی؟ خداوند، دل پر درد و جان پر رنجی دارم؛ ای پروردگار، چه تدبیری برای این بیچاره در نظر داری؟ بار الها، گویی درماندهام نه به خاطر خودت، بلکه در وجود تو؛ اگر از تو دور باشم، گویی کجایم؟ و هر زمان به درگاهت بیایم، چه بر من خواهد گذشت؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.