گنجور

 
خواجه عبدالله انصاری

الهی نه جز از شناخت تو شادی است نه جز از یافت تو زندگانی، زندگانی بیتو بردگی است و زنده به تو هم زنده و هم زندگانی است

غم کی خورد آنکه شادمانیش توئی

یا کی مرد او که زندگانیش توئی

در نسیه آن جهان کجا دل بندد

آن کس که بنقد این جهانیش توئی

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه