بخش ۷۳ - فیما یرجی من رحمة الله تعالی معطی النعم قبل استحقاقها و هو الذی ینزل الغیث من بعد ما قنطوا و رب بعد یورث قربا و رب معصیة میمونة و رب سعادة تاتی من حیث یرجی النقم لیعلم ان الله یبدل سیاتهم حسنات
در حدیث آمد که روز رستخیز
امر آید هر یکی تن را که خیز
نفخ صور امرست از یزدان پاک
که بر آرید ای ذرایر سر ز خاک
باز آید جان هر یک در بدن
همچو وقت صبح هوش آید به تن
جان تن خود را شناسد وقت روز
در خراب خود در آید چون کنوز
جسم خود بشناسد و در وی رود
جان زرگر سوی درزی کی رود
جان عالم سوی عالم میدود
روح ظالم سوی ظالم میدود
که شناسا کردشان علم اله
چونک بره و میش وقت صبحگاه
پای کفش خود شناسد در ظلم
چون نداند جان تن خود ای صنم
صبح حشر کوچکست ای مستجیر
حشر اکبر را قیاس از وی بگیر
آنچنان که جان بپرد سوی طین
نامه پرد تا یسار و تا یمین
در کفش بنهند نامهٔ بخل و جود
فسق و تقوی آنچ دی خو کرده بود
چون شود بیدار از خواب او سحر
باز آید سوی او آن خیر و شر
گر ریاضت داده باشد خوی خویش
وقت بیداری همان آید به پیش
ور بد او دی خام و زشت و در ضلال
چون عزا نامه سیه یابد شمال
ور بد او دی پاک و با تقوی و دین
وقت بیداری برد در ثمین
هست ما را خواب و بیداری ما
بر نشان مرگ و محشر دو گوا
حشر اصغر حشر اکبر را نمود
مرگ اصغر مرگ اکبر را زدود
لیک این نامه خیالست و نهان
وآن شود در حشر اکبر بس عیان
این خیال اینجا نهان پیدا اثر
زین خیال آنجا برویاند صور
در مهندس بین خیال خانهای
در دلش چون در زمینی دانهای
آن خیال از اندرون آید برون
چون زمین که زاید از تخم درون
هر خیالی کو کند در دل وطن
روز محشر صورتی خواهد شدن
چون خیال آن مهندس در ضمیر
چون نبات اندر زمین دانهگیر
مخلصم زین هر دو محشر قصهایست
مؤمنان را در بیانش حصهایست
چون بر آید آفتاب رستخیز
بر جهند از خاک زشت و خوب تیز
سوی دیوان قضا پویان شوند
نقد نیک و بد به کوره میروند
نقد نیکو شادمان و ناز ناز
نقد قلب اندر زحیر و در گداز
لحظه لحظه امتحانها میرسد
سر دلها مینماید در جسد
چون ز قندیل آب و روغن گشته فاش
یا چو خاکی که بروید سرهاش
از پیاز و گندنا و کوکنار
سر دی پیدا کند دست بهار
آن یکی سرسبز نحن المتقون
وآن دگر همچون بنفشه سرنگون
چشمها بیرون جهیده از خطر
گشته ده چشمه ز بیم مستقر
باز مانده دیدهها در انتظار
تا که نامه ناید از سوی یسار
چشم گردان سوی راست و سوی چپ
زانک نبود بخت نامهٔ راست زپ
نامهای آید به دست بندهای
سر سیه از جرم و فسق آگندهای
اندرو یک خیر و یک توفیق نه
جز که آزار دل صدیق نه
پر ز سر تا پای زشتی و گناه
تسخر و خنبک زدن بر اهل راه
آن دغلکاری و دزدیهای او
و آن چو فرعونان انا و انای او
چون بخواند نامهٔ خود آن ثقیل
داند او که سوی زندان شد رحیل
پس روان گردد چو دزدان سوی دار
جرم پیدا بسته راه اعتذار
آن هزاران حجت و گفتار بد
بر دهانش گشته چون مسمار بد
رخت دزدی بر تن و در خانهاش
گشته پیدا گم شده افسانهاش
پس روان گردد به زندان سعیر
که نباشد خار را ز آتش گزیر
چون موکل آن ملایک پیش و پس
بوده پنهان گشته پیدا چون عسس
میبرندش میسپوزندش به نیش
که برو ای سگ به کهدانهای خویش
میکشد پا بر سر هر راه او
تا بود که برجهد زان چاه او
منتظر میایستد تن میزند
در امیدی روی وا پس میکند
اشک میبارد چو باران خزان
خشک اومیدی چه دارد او جز آن
هر زمانی روی وا پس میکند
رو به درگاه مقدس میکند
پس ز حق امر آید از اقلیم نور
که بگوییدش کای بطال عور
انتظار چیستی ای کان شر
رو چه وا پس میکنی ای خیرهسر
نامهات آنست کت آمد به دست
ای خدا آزار و ای شیطانپرست
چون بدیدی نامهٔ کردار خویش
چه نگری پس بین جزای کار خویش
بیهده چه مول مولی میزنی
در چنین چه کو امید روشنی
نه ترا از روی ظاهر طاعتی
نه ترا در سر و باطن نیتی
نه ترا شبها مناجات و قیام
نه ترا در روز پرهیز و صیام
نه ترا حفظ زبان ز آزار کس
نه نظر کردن به عبرت پیش و پس
پیش چه بود یاد مرگ و نزع خویش
پس چه باشد مردن یاران ز پیش
نه ترا بر ظلم توبهٔ پر خروش
ای دغا گندمنمای جوفروش
چون ترازوی تو کژ بود و دغا
راست چون جویی ترازوی جزا
چونک پای چپ بدی در غدر و کاست
نامه چون آید ترا در دست راست
چون جزا سایهست ای قد تو خم
سایهٔ تو کژ فتد در پیش هم
زین قبل آید خطابات درشت
که شود که را از آن هم کوز پشت
بنده گوید آنچ فرمودی بیان
صد چنانم صد چنانم صد چنان
خود تو پوشیدی بترها را به حلم
ورنه میدانی فضیحتها به علم
لیک بیرون از جهاد و فعل خویش
از ورای خیر و شر و کفر و کیش
وز نیاز عاجزانهٔ خویشتن
وز خیال و وهم من یا صد چو من
بودم اومیدی به محض لطف تو
از ورای راست باشی یا عتو
بخشش محضی ز لطف بیعوض
بودم اومید ای کریم بیعوض
رو سپس کردم بدان محض کرم
سوی فعل خویشتن میننگرم
سوی آن اومید کردم روی خویش
که وجودم دادهای از پیش بیش
خلعت هستی بدادی رایگان
من همیشه معتمد بودم بر آن
چون شمارد جرم خود را و خطا
محض بخشایش در آید در عطا
کای ملایک باز آریدش به ما
که بدستش چشم دل سوی رجا
لاابالی وار آزادش کنیم
وآن خطاها را همه خط بر زنیم
لا ابالی مر کسی را شد مباح
کش زیان نبود ز غدر و از صلاح
آتشی خوش بر فروزیم از کرم
تا نماند جرم و زلت بیش و کم
آتشی کز شعلهاش کمتر شرار
میبسوزد جرم و جبر و اختیار
شعله در بنگاه انسانی زنیم
خار را گلزار روحانی کنیم
ما فرستادیم از چرخ نهم
کیمیا یصلح لکم اعمالکم
خود چه باشد پیش نور مستقر
کر و فر اختیار بوالبشر
گوشتپاره آلت گویای او
پیهپاره منظر بینای او
مسمع او آن دو پاره استخوان
مدرکش دو قطره خون یعنی جنان
کرمکی و از قذر آکندهای
طمطراقی در جهان افکندهای
از منی بودی منی را واگذار
ای ایاز آن پوستین را یاد دار


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر مولانا به توصیف رحمت و بخشش خداوند میپردازد که بر اساس آن، او نعمتها را پیش از استحقاق عطا میکند و باران را پس از ناامیدی نازل میسازد. در روز رستاخیز، افراد بر اساس اعمال خود به سراغ دیوان قضا میروند و هرکس بر اساس نیکیها و بدیهایش مورد سنجش قرار میگیرد. روح هر انسان با جسمش دوباره به یکدیگر میپیوندد و در این لحظه وزشها و اعمال فرد، یعنی نامه اعمالش، نمایان میشود. مؤمنان و کافران هرکدام در موقعیتهای مختلف به سراغ جزای خود میروند و در نهایت، رحمت و بزرگی خداوند میتواند باعث آمرزش گناهان افراد شود، به شرطی که فرد به او توکل داشته باشد و به سمت نیکی برگردد. شعر در انتها به لطف و کرم بیحد خدا اشاره میکند که میتواند گناهان را ببخشد و انسانها را به راه راست هدایت کند.
هوش مصنوعی: در روایات گفته شده است که در روز قیامت فرمانی خواهد آمد که هر کس باید از قبر برنخیزد و برای حساب و کتاب حاضر شود.
هوش مصنوعی: نفخ صور (دمیدن در شیپور) فرمانی از سوی خداوند پاک است که مردم را از خاک برمیخیزاند.
هوش مصنوعی: در روز قیامت، جان هر شخص به بدنش بازمیگردد، مانند اینکه در صبح، هوش و حواس انسان دوباره به بدنش بازمیگردد.
هوش مصنوعی: در زمان صبح، جان انسان بدن خود را میشناسد و مانند گنجی که در یک خرابه پنهان است، وارد آن میشود.
هوش مصنوعی: انسان باید به روح و جان خود توجه کند و از آنچه که برازندهاش نیست دوری کند، مانند این که جان یک زرگر به درزی (دوختکار) میرود و به سراغ آن نمیرود.
هوش مصنوعی: روح انسانی به سمت موجودات و معارفی که در جهان هستی وجود دارد، حرکت میکند. همچنین روح افرادی که به ظلم و ستم پرداختهاند، به سمت کسانی که ظلم میکنند، میشتابد.
هوش مصنوعی: علم الهی آنان را آگاه کرد، مانند بره و میش که در صبح زود از همدیگر جدا میشوند و ارتباطشان با هم مشخص میشود.
هوش مصنوعی: انسان در این دنیا به بسیاری از امور و حقایق توجه نمیکند و از آنها غافل است، مانند اینکه پای خود را به درستی نمیشناسد. در واقع، او عمق وجود و اهمیت جانش را درک نمیکند، درست مانند کسی که به زیبایی و زرق و برق تنها ظواهر توجه دارد و از حقیقت غافل است.
هوش مصنوعی: ای شخص پناهجو، روز قیامت کوچکتر از روز بزرگتری است که در پیش است؛ پس برای درک آن روز بزرگتر، به این روز کوچک توجه کن و آن را مقایسه کن.
هوش مصنوعی: همانطور که جان از بدن خارج میشود و به آسمان میرود، نامهای که در آن حسنات و گناهان نوشته شده، به سوی راست و چپ میرود.
هوش مصنوعی: در این بیت اشاره به این است که نامهٔ بخل و generosity (جود) را در کفش بگذارند، یعنی از آنها دوری گزینند و به فرمانهای عقل و تقوی (پرهیزکاری) پایبند شوند؛ زیرا رفتارهای نادرست و ناایمن بخشی از شخصیت فرد را تشکیل داده است.
هوش مصنوعی: زمانی که انسان از خواب بیدار میشود و به حقیقت و واقعیت میرسد، خیر و شر به سوی او بازمیگردد و او دوباره با آنها مواجه میشود.
هوش مصنوعی: اگر انسان در حالت خواب و سستی، خود را سختی و ریاضت بدهد و تمرین کند، در زمان بیداری، حقیقت و خواستهای درونیاش به نزد او میآید.
هوش مصنوعی: اگر کسی دارای خُلق و رفتار زشت و ناباب باشد و به دور از هدایت زندگی کند، در روز قیامت و هنگام محاسبه اعمالش، مانند نامهای سیاه و نامبارک به او خواهد رسید.
هوش مصنوعی: اگر فردی دیدگاهی پاک، با تقوا و دین دارد، در وقت بیداری، او را به پاداشهای ارزشمند و گرانقدر میرساند.
هوش مصنوعی: حالت خواب و بیداری ما نشانهای است از مرگ و قیامت، که دو شاهد بر این حقیقت هستند.
هوش مصنوعی: مرگ و رستاخیز کوچک (حشر اصغر) نمونهای از مرگ و رستاخیز بزرگ (حشر اکبر) است؛ یعنی آنچه در این زندگی (مرگ کوچک) اتفاق میافتد، به بیان و نشاندهی واقعیتهای بزرگتر در قیامت (مرگ بزرگ) میانجامد.
هوش مصنوعی: این دنیا فقط یک نامهٔ خیالی است و نه واقعیت، و در حشر بزرگ (روز قیامت) حقیقت آن بهطور واضح و آشکار نمایان خواهد شد.
هوش مصنوعی: این خیال که در اینجا پنهان است، اثر خود را در آنجا به وضوح بروز میدهد و آنجا شکلی میگیرد.
هوش مصنوعی: در دل هر مهندس، تصوری از یک خانه وجود دارد، مشابه به دانهای که در دل زمین نهفته است و بعداً رشد میکند.
هوش مصنوعی: این بیت بیان میکند که خیال و فکر هر فرد، مانند دانهای است که از درون دل بیرون میآید، درست مانند اینکه زمین، بذرهای درونش را میرویاند. به عبارت دیگر، آنچه در دل انسان است، به تدریج ظهور مییابد و شکل میگیرد.
هوش مصنوعی: هر خیالی که در دل انسان جا بگیرد و در آن ریشه پیدا کند، در روز قیامت شکل و صورتی به خود خواهد گرفت و ظاهر خواهد شد.
هوش مصنوعی: اگر تصور مهندس (خداوند) در دل وجود انسان باشد، مانند دانهای است که در زمین ریشه میزند و رشد میکند. این کنایه به تأثیر عمیق اندیشه و تصور الهی در وجود انسان و تحول آن در مسیر کمال دارد.
هوش مصنوعی: من از هر دو محشر (محشر دنیا و محشر آخرت) خالص هستم، چرا که داستانی وجود دارد که مختص مؤمنان است و در آن، سهمی برای بیان شدن دارد.
هوش مصنوعی: زمانی که آفتاب رستاخیز طلوع کند، انسانها از خاک (زشت و خوب) به سرعت برمیخیزند و به سوی دادن حساب میروند.
هوش مصنوعی: انسانها برای داوری به سوی دیوان قضا میروند تا خوب و بد خود را بسنجند و به حالتی که در آن قرار دارند، در کورهای گرفتار شوند.
هوش مصنوعی: عمل نیکو از شادی و لطافت برخوردار است و دل سرشار از شوق و عشق در حال آزمایش و بیتابی قرار دارد.
هوش مصنوعی: امتحانات و آزمایشها در هر لحظه رخ میدهند و از درون دلها و روحها در جسم ظاهر میشود.
هوش مصنوعی: وقتی که نور و روشنایی از چیزی مانند قندیل که از آب و روغن درست شده، به وضوح و روشنی نمایان شود، یا مانند خاکی باشد که از آن سرهایی (شخصیتها) رشد کند، این نشاندهندهٔ ظهور و آشکار شدن حقیقت و وجود است.
هوش مصنوعی: دست بهار از دل گیاهانی مانند پیاز، گندم و کوکنار بهوجود میآید و میتواند نشانههای زندگی و سرسبزی را بهوجود آورد. این ابیات به این نکته اشاره دارد که حتی از چیزهای ساده و بیاهمیت، نعمتها و زیباییها بهوجود میآید.
هوش مصنوعی: این بیت به تضاد میان دو نوع انسان اشاره دارد. گروهی از انسانها که متقی و پربارند، مثل گیاهان سرسبز و روندهای هستند، و گروهی دیگر که در موقعیت نامناسب و افتادهای به سر میبرند، همانند گل بنفشه که به زمین افتاده است.
هوش مصنوعی: چشمها از ترس خطر به بیرون رفته و به وضوح میبینند، به گونهای که ده چشمه از آنها به وجود آمده و در نتیجه، بیم و نگرانی در آنها مستقر شده است.
هوش مصنوعی: چشمها در انتظار ماندهاند تا نامهای از سمت چپ (یسار) بیاید.
هوش مصنوعی: چشم خود را به سمت راست و چپ میچرخاند، زیرا امیدی به آن نامهی خوب (سرنوشت خوب) ندارد و بختش به آن نامه نرسیده است.
هوش مصنوعی: نامهای به دست بندهای میرسد که در آن، سیاهی و گناهکاری او ذکر شده است. این اشاره به وقوع عذاب یا مجازات بر اساس اعمال ناپسند فرد دارد.
هوش مصنوعی: در این بیت، مولانا بیان میکند که دریافت خیر و توفیق واقعی، تنها در صورتی ممکن است که آسیبی به دل دوستان نرسد؛ به عبارت دیگر، انسان باید به روابط و احساسات دیگران توجه داشته باشد و از ایجاد درد و آزار برای آنان پرهیز کند.
هوش مصنوعی: این شخص از سر تا پا پر از زشتی و گناه است و به تمسخر و مسخره کردن اهل راه و هدایت میپردازد.
هوش مصنوعی: دغلکاری و دزدیهای آن شخص، مشابه خودخواهی و خودبرتر بینی فرعونهاست که فقط به خودشان اهمیت میدهند و در پی خدمت به دیگران نیستند.
هوش مصنوعی: وقتی آن فرد سنگینبار (که به خاطر کارهای بدش در حال محاکمه است) نامهٔ خود را میخواند، میفهمد که به سمت زندان میرود و باید آمادهٔ خروج به آنجا باشد.
هوش مصنوعی: پس از اینکه نامهٔ اعمال او خوانده میشود، روح او مانند دزدان به سوی محل مجازات میرود، در حالی که جرمی که مرتکب شده روشن و مشهود است و برای دفاع از خود راهی ندارد.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به فردی اشاره میکند که به دلیل اعمال ناپسند و زشت خود، به حجتها و سخنانی بدتر از مسمار (میخ) گرفتار آمده است. این سخنان از شدت زشتی، مثل میخی بر زبان او نمایان شده و نشاندهنده نفرت و بداندیشی اوست.
هوش مصنوعی: یعنی در ظاهر او همچون دزدان است که لباسی را دزدیده و در خانهاش پیدا شده است، در حالی که داستانی که او را توصیف میکند گم شده و دیگر اثری از آن نیست.
هوش مصنوعی: پس روح در آتش جهنم خواهد رفت، زیرا خارها نمیتوانند از آتش دور بمانند.
هوش مصنوعی: فرشتگان که مسئول مراقبت و نگهبانی هستند، در گذشته و آینده همیشه حاضرند، اما بهطور پنهانی عمل میکنند و مانند نگهبانان (عسس) نقش خود را ایفا میکنند.
هوش مصنوعی: کسی را که در آستانهٔ خطر است، از محلی که شایستهٔ او نیست، راند و به او میگویند که باید به جایی برود که برایش مناسبتر است، در حالی که او مانند سگ در وضعیت نامناسبی قرار دارد.
هوش مصنوعی: انسان در زندگی برای رهایی از مشکلات و چالشها تلاش میکند، حتی اگر با قدرت و عزم بالا به جلو برود و بر سختیها غلبه کند.
هوش مصنوعی: شخصی در حال انتظار ایستاده و به امیدی که در دل دارد، خود را به جلو میزند، اما از هدفش بازمیگردد.
هوش مصنوعی: اشک مانند باران پاییزی میبارد، و او هیچ امیدی جز این ندارد که در شرایط خشک و بیحالی قرار دارد.
هوش مصنوعی: در هر زمانی چهرهاش را به سوی درگاه مقدس خدا برمیگرداند و زاری میکند.
هوش مصنوعی: از جانب حق، دستوری میآید که از سرزمین نور صادر میشود و به کسی که بیکار و عیبی دارد، میگوید: تو بیفایده و ناتوان هستی.
هوش مصنوعی: ای کسی که اساس بدیها هستی، چه چیز را انتظار میکشی؟ چرا به عقب برمیگردی و عاقلانه رفتار نمیکنی؟
هوش مصنوعی: این بیت به معنای این است که نامهای که به دست خدا رسیده، حاکی از بدیها و آزارهایی است که فرد کرده و او خود را در معرض قضاوت الهی قرار داده است، در حالی که همان فرد به شیطانپرستی نیز متهم است.
هوش مصنوعی: وقتی که بدانی نامهٔ اعمال خودت را، چه چیزی را میبینی جز نتایج کارهای خودت؟
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به شخصی میگوید که بیدلیل و بیفایده به کاری مشغول است و به او هشدار میدهد که در وضعیت فعلی، باید به امید روشنی توجه کند و از تلاش بیثمر دست بردارد.
هوش مصنوعی: نه تو از روی ظاهری عبادتی داری و نه در دل و باطنات نیتی برای خداوند.
هوش مصنوعی: این بیت میگوید که خداوند به دنبال عبادتهای ظاهری و شبزندهداری و روزهداری نیست. او به نیتهای واقعی و باطنی انسانها توجه دارد و تنها به عمل کردنهای ظاهری بسنده نمیکند.
هوش مصنوعی: تو نه برای جلوگیری از آزار دیگران زبانت را حفظ میکنی و نه به عبرتهایی که در گذشته و آینده وجود دارد، توجه میکنی.
هوش مصنوعی: انسان وقتی به یاد مرگ و جدایی از خود میافتد، در آنجا چه میشود؟ حالا که دوستانش هم پیش رویش مردهاند، چه حالی خواهد داشت؟
هوش مصنوعی: تو بر ظلم خود نباید با قاطعیت و شتاب توبه کنی، زیرا شخصی که به شدت دروغ میگوید و خود را بهجای دیگری معرفی میکند، مانند کسی است که گندم را به عنوان کالای باارزش نمایش میدهد ولی در حقیقت جو (کالا) بیارزشی میفروشد.
هوش مصنوعی: وقتی که ترازوی شما کج و نادرست باشد، نتیجه نیز حق نیست و مثل جویی که میزان پاداش را به اشتباه نشان میدهد، نمیتوان به انصاف رسید.
هوش مصنوعی: اگر پای چپ تو به سمت خیانت و کجروی برود، چگونه نامهای که نشاندهندهٔ کردار توست میتواند در دست راست تو، یعنی سمت درست و بیگناهی، قرار بگیرد؟
هوش مصنوعی: مجازات مانند سایهای است که بر اعمال انسان فرود میآید؛ از این رو، اگر قامت تو دارای خمیدگی باشد، سایهات نیز در پیش دیگران کج خواهد بود.
هوش مصنوعی: از قبل، خطابههای تند و صریحی میآید که نشان میدهد چه کسی از آن خطابهها پشتیبانی میکند و در پس آن قرار دارد.
هوش مصنوعی: بنده میگوید آنچه را که تو بیان کردی، به صد شکل و صورت در وجود من است و من با هر یک از آنها همانگونه که تو میگویی، هستم.
هوش مصنوعی: تو با صبر و فروتنی عیبهای خود را پنهان کردهای، وگرنه با دانشی که داری، به خوبی میدانی که نقاط ضعف و شرمآور خودت چیست.
هوش مصنوعی: اما حقیقتاً فراتر از تلاشها و اعمال خود، و نیز از خارج از دایرهٔ خوب و بد و ایمان و کفر، وجود دارد.
هوش مصنوعی: من از نیاز و ناتوانی خود و از خیالات و اندیشههای نادرست و پوچ خود بسیار عاجز و ناتوانم، و حتی اگر صد نفر مثل من هم وجود داشته باشند.
هوش مصنوعی: من امیدوار بودم به لطف خالص تو، از آن طرف که یا راستین هستی یا مغرور.
هوش مصنوعی: من به بخشش بیدریغ تو امید دارم، ای کریم که محبت تو هیچ نیازی به پاداش ندارد.
هوش مصنوعی: سپس متوجه شدم که تنها به خاطر بخشش خالص خداوند به این نعمت دست یافتهام و حالا نسبت به اعمال خود نگاه میکنم و از آنها شرمندهام.
هوش مصنوعی: به سوی او امید دارم که در وجود من از پیش بیشتر عطا کرده است.
هوش مصنوعی: تو بیهیچ استحقاقی، لباس هستی و وجود را به من بخشیدی و من همیشه به این بخشش تو اعتماد داشتم.
هوش مصنوعی: وقتی انسان گناهان و خطاهای خود را بشمارد و احساس کند که هیچ چیزی جز رحمت و بخشایش خداوند برای او باقی نمانده است، در آن صورت خداوند به او نعمت عطا میکند.
هوش مصنوعی: ای ملائکه، این شخص را به ما بازگردانید چون او با دست خود به امید رحمتی الهی، چشم دلش را به سوی امید دوخته است.
هوش مصنوعی: بگذارید آزاد باشد و اهمیتی ندهیم؛ همهٔ خطاهایش را فراموش کنیم و نابود کنیم.
هوش مصنوعی: آن کس که بیخیال است و خود را از قید و بندها آزاد کرده، به هیچکس آسیب نمیزند و نه در کارهای نادرست به کسی خیانت میکند و نه در کارهای نیک به کسی لطمه میزند.
هوش مصنوعی: بگذار آتش خوبی از روی کرم (رحمت) فروزان شود تا دیگر گناه و خطا نماند، نه زیاد و نه کم.
هوش مصنوعی: آتشسوزی که شعلهاش کمنورتر است، کمتر از خود آسیب میزند و عواقب کارها و رفتارهای نادرست را برطرف میکند و این به معنای همکاری میان سرنوشت انسانی و آزادی انتخاب است.
هوش مصنوعی: ما در دنیای انسانها شعله و آتش ایجاد میکنیم تا خارها و سختیها را به گلهای زیبا و روحانی تبدیل کنیم.
هوش مصنوعی: ما از آسمان دُرّ و جواهر معنوی به شما هدیه دادهایم که افکار و کارهای شما را اصلاح میکند.
هوش مصنوعی: سخن از انسان است که در برابر نور الهی، که مستقر و ثابت است، چه ارزشی دارد و اختیار او در برابر این نور چگونه به نظر میرسد. در واقع، انسان همچون موجودی کوچک و کماهمیت در مقایسه با عظمت نور الهی و قدرت خداوند است.
هوش مصنوعی: جسم انسان، نشاندهنده وجود اوست و چهرهاش، نمایانگر بینش و آگاهیاش است.
هوش مصنوعی: خروش و صدای او به آن دو تکه استخوان و دو قطره خون نسبت دارد، که نشانهای از روح و احساسات است.
هوش مصنوعی: تو موجودی کوچک و آلودهای که با بزرگمنشیات در دنیا به طمطراق (فخرفروشی) و خود بزرگبینی افتادهای.
هوش مصنوعی: ای ایاز، تو از جایی برخاستهای که خود تو آن را ترک کردهای، پس به این نکته توجه کن که آن پوستین (لباس کهن و غیرمناسب) را فراموش نکن و همچنان به یاد آن باش.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.