به ذوقی تکیه بر شمشیر جسم لاغرم دارد
که شبنم در کنار گل حسد بر بسترم دارد
به دریای پر از شور حوادث آن صبورم من
که بی آرامی دریا خطر از لنگرم دارد
ندارد بزم جانان محرمی محرومتر از من
ادب لب تشنه در آغوش آب کوثرم دارد
فروغ عشق خورشیدی است در ابر وجود من
که نیل چشم زخم از بخت چون نیلوفرم دارد
من آن یاقوت سیرابم که گر رو در محیط آرام
صدف دست تهی در پیش آب گوهرم دارد
به این تردامنی در حشر اگر از خاک برخیزم
خطرها آتش دوزخ زدامان ترم دارد
دل موری نشد مجروح از تیغ زبان من
چرا در پیچ و خم گردون چو زلف جوهرم دارد؟
نمی گردد به کشتن صاف با من سینه گردون
که این آیینه چشم صیقل از خاکسترم دارم
نظر در دامن دریای خم وا کرده ام صائب
کی از دست سبو چشم نوازش ساغرم دارد؟



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تصویرسازی زیبایی از حال و هوای درونی خود میپردازد. او احساس عشق و شوق را به عنوان یک فروغ خورشیدی در وجود خود توصیف میکند و از دریا به عنوان نمادی از حوادث و ناملایمات یاد میکند که با وجود خطر، صبر و استقامت را انتخاب کرده است. شاعر به تنهایی و بیهمرفتی در بزم معشوق اشاره میکند و خود را یاقوتی میداند که در محیط آرامش ارزشمند است. همچنین، او با نگاهی انتقادی به گردون (نظام زندگی) مینگرد و از زخم زبانها و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید، اما همچنان امید به زیبایی و انس با عشق در دلش زنده است. در نهایت، او از زیباییها و لذتهای زندگی یاد میکند و با حسرتی عمیق به نوازشهای عشق نگاه میکند.
هوش مصنوعی: شخصی با ظاهری نحیف و ضعیف، بر شمشیری تکیه کرده است و در این حال، حس حسادت شبنم به گلها را در کنار خود احساس میکند.
هوش مصنوعی: من در برابر چالشهای فراوان و پر tumult در زندگی، صبور هستم. حتی با وجود اینکه زندگی پر از نوسان و ناامنی است، میدانم که باید با شجاعت به جلو بروم.
هوش مصنوعی: در مهمانی محبوب، هیچکس به اندازه من از عشق و ادب برخوردار نیست. من که با دهان تشنه به آغوش آب کوثر رفتهام، از مهمانی معشوق کاملاً بهرهمند هستم.
هوش مصنوعی: عشق مانند نوری در درون من است که بر اثر موانع و مشکلات قابل مشاهده نیست. چشمانم به خاطر بدشانسی و ناگواریها شبیه به گل نیلوفر که در آب قرار دارد، آسیب دیده و غمگین شدهاند.
هوش مصنوعی: من مانند یک یاقوت سرشار از آب هستم که اگر در دریاچهای آرام و زیبا قرار بگیرم، حتی با دست خالی و بدون هیچ چیز، میتوانم گوهری ارزشمند به دنیا بیاورم.
هوش مصنوعی: اگر در قیامت از خاک برخواهم و به فضای محشر بیفتم، با توجه به حساسیت و ضعف خودم، از خطراتی که ممکن است در دوزخ به سراغم بیاید، بیم دارم.
هوش مصنوعی: دل من که مانند موری است، چرا از زبان من به درد نیامده است؟ وقتی که در پیچ و خم روزگار مانند زلفی زیبا و ارزشمند وجود دارد؟
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر میگوید که نمیتواند در برابر مشکلات و سختیهای زندگی تسلیم شود. او بر این باور است که با وجود چالشها، همچنان دلی روشن و امید به زندگی دارد. او به نوعی به خود اعتماد دارد و از تجربیات گذشتهاش درس میگیرد تا بتواند بر obstacles غلبه کند.
هوش مصنوعی: نگاه من به دامن دریا دوخته شده و میپرسم که آیا زمانی خواهد رسید که از دست سبو، زیبایی و دلرباییاش را بر من نثار کند؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
همین شعر » بیت ۳
ندارد بزم جانان محرمی محرومتر از من
ادب لب تشنه در آغوش آب کوثرم دارد
بطور آن غزل جویا که گفت استاد من صائب
ادب لب تشنه در آغوش آب کوثرم دارد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.