لب خوش بوسه ای در تنگنای حیرتم دارد
میان نازکی در پیچ و تاب غیرتم دارد
عجب دارم که کار من به رسوایی نینجامد
نگاه دشنه ریزی در کمین طاقتم دارد
غبارم، هیچکس را نیست بر من دست بالایی
همیشه خاکساری بر سریر عزتم دارد
اگرچه خود به خاک راه یکسانم ولی شادم
که بال لامکان سیری همای همتم دارد
ندارم رنگ و بوی کزخزان پهلو تهی سازم
چو سرو آزادی و بی حاصلی بی آفتم دارد
حضور گوشه خلوت به عنقا باد ارزانی
خیال او میان انجمن در خلوتم دارد
زبان شعله را از کام مجمر می کشم بیرون
سمندر داغها بر دل ز رشک جرأتم دارد
فغان از چرخ کم فرصت که با این جوهر ذاتی
همیشه زیر تیغ دشمن کم فرصتم دارد
مزن خود را زرشک ای بوالهوس بر تیغ آه من
که کوه طور پاس خود زبرق غیرتم دارد
چسان شکر ظفرخان را نسازم ورد خود صائب؟
که حق عرش پروازی به بال شهرتم دارد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر احساسات عمیق و درگیریهای درونی خود را با زیبایی و عشق به تصویر میکشد. او از لبخندها و بوسهها سخن میگوید که در تنگنای حیرتی بزرگ قرار دارد. شاعر به نوعی در میدان نبردی با احساسات متضاد و خطرها گرفتار است و نگران رسوایی و شکست است. در عین حال، او به مقام و عزت خود نیز اشاره میکند و میگوید که اگرچه در ظاهر ممکن است خاکی باشد، اما در دل احساس شادابی و بلندی دارد. همچنین به نیروی خلاقیت و عزم خود که او را از مشکلات زندگی نجات میدهد، تاکید میکند و در پایان به یگانگی خود با عشق و مهمانی زیبایی اشاره مینماید. شعر نمایشگر تضاد بین آسیبپذیری و قدرت درونی است.
هوش مصنوعی: لبی که با بوسهای شیرین همراه است، در میان حیرت و سردرگمی من وجود دارد؛ این لب میان نازکی و لطافت خود، پیچ و تاب خاصی دارد که در دل غیرتم تأثیر میگذارد.
هوش مصنوعی: تعجب میکنم که چرا کارهای من به رسوایی ختم نمیشود در حالی که دشمنی با نگاهی پر از خیانت در کمین من نشسته است و آماده است تا صبر و تحمل مرا آزمایش کند.
هوش مصنوعی: من مانند غباری هستم که هیچکس بر من تسلطی ندارد و همیشه در حالی که خاکسارانه رفتار میکنم، در مرتبهای از عزت قرار دارم.
هوش مصنوعی: اگرچه من به خاک و زمین تعلق دارم و به سرنوشت معمولی بشر مینگرم، اما خوشحالم که آرزوها و امیدهای بزرگ و نامحدودی دارم که مرا به اوجها میبرد.
هوش مصنوعی: من نه رنگ و بویی دارم که از فصل خزان خالی ام کند، همچون سروی که آزاد و بیحاصل بر زمین میافتد.
هوش مصنوعی: در گوشهای از تنهاییام، خیال او را بهراحتی در ذهن دارم، گرچه جمعیتی دور و برم هست.
هوش مصنوعی: من زبان شعله را از دهان بخاری بیرون میآورم، چون سمندری که داغها را بر دلش تحمل میکند، از حسادت به جرأت من ناراحت است.
هوش مصنوعی: ناله و افسوس از چرخ زمان که با این ویژگی ذاتی خود، همیشه در معرض تهاجم و خطر دشمن قرار دارم و فرصت کمی برای زندگی دارم.
هوش مصنوعی: ای عاشق دلبسته، خودت را در معرض خطر نگذار و به قلب من آسیبی نزن. چرا که غرور و غیرت من ممکن است همچون کوهی استوار و قوی از خود دفاع کند.
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم پیروزی ظفرخان را در دعاهای خود نیاورم؟ که خداوند بلندمرتبه، پروازی به فراتر از مقام من دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.