غافلان را احتیاج باده گلرنگ نیست
خواب چون افتاد سنگین حاجت پاسنگ نیست
برنمی آید دل روشن به روی سخت خلق
جوشن داودیی آیینه را چون زنگ نیست
از شکست ایمن شود هر کس که خود را بشکند
از گل رعنا خزان سنگدل را رنگ نیست
هر که شد محو جمال آسوده گردد از جلال
هیچ پروا عاشق دیوانه را از سنگ نیست
جان آگاه از تن خاکی کدورت می کشد
پای خواب آلود را زحمت ز کفش تنگ نیست
هر مخالف در نیابد نغمه عشاق را
ناله بلبل به گوش بیغمان آهنگ نیست
خارخار آشیان را گر ز دل بیرون کند
چار دیوار قفس صائب به بلبل تنگ نیست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بررسی موضوعاتی چون عشق، آگاهی و رنج میپردازد. او میگوید که غافلان به باده و خمر نیاز ندارند و همچنین دل روشن نمیتواند در برابر خلق سختگیر تاب بیاورد. کسانی که خود را میشکنند، از شکست ایمن میشوند و عشق حقیقی هر کس را از جلال و عظمت میرهاند. در انتها، شاعر اشاره میکند که بلبل عاشق در قفس احساس محدودیت نمیکند و نغمه عشق را فقط عاشقان درک میکنند.
هوش مصنوعی: غافلان به بادهای با رنگ زیبا نیاز ندارند، چون وقتی خواب سنگین بر آنها تاثیر گذاشت، نیازی به نشانهها و یادآوریها ندارند.
هوش مصنوعی: دلی پرنور نمیتواند در برابر خلقی که سخت و بیاحساساند، بروز کند. مثل اینکه آینهای که زنگ زده، نمیتواند تصویر روشنی را بازتاب دهد.
هوش مصنوعی: هرکس که بتواند خود را در مواجهه با چالشها بشکند و از مشکلات عبور کند، از ناامیدی و شکست محافظت خواهد شد. درختان زیبا و گلهای خوشبو در برابر فصلهای سرد و سخت، از خود مقاومتی نشان نمیدهند و نمیتوانند رنگ و زیبایی خود را حفظ کنند.
هوش مصنوعی: هر کس که در زیبایی معشوق غرق شود، از عظمت و جلال چیز دیگری نگران نخواهد بود. عاشق دیوانه به هیچ چیز جز محبوبش فکر نمیکند و دلش از سختیها و مشکلات بیخبر است.
هوش مصنوعی: روح آگاه از جسم خاکی به دلیل سختیها و گرفتاریهای آن ناراحتی احساس میکند و در عین حال، خستگی و ناراحتی ناشی از کفش تنگ را احساس نمیکند.
هوش مصنوعی: هر کسی که با عشق آشنا نیست، نمیتواند صدای عاشقانهها را درک کند. نالههای بلبل برای کسانی که در غم و اندوه نیستند، هیچ معنایی ندارد.
هوش مصنوعی: اگر کسی بتواند زحمات و مشکلات زندگی را از دلش بیرون کند، دیگر دیوارهای قفس بر بلبل تنگ نخواهد بود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
باتو ای عاصی مرا صلح است هرگز جنگ نیست
زانکه غیر از غم تو را اندر دل تنگ نیست
روی زرد خود به ما کن زانکه بر درگاه ما
هیچ روئی بهِ ز روی زعفرانی رنگ نیست
در دل شب ها رسن در گردن افکن توبه کن
[...]
هر چه خواهی کن که ما را با تو روی جنگ نیست
پنجه بر زورآوران انداختن فرهنگ نیست
در که خواهم بستن آن دل کز وصالت برکنم
چون تو در عالم نباشد ور نه عالم تنگ نیست
شاهد ما را نه هر چشمی چنان بیند که هست
[...]
نیست مسموع آنکه گفتی با تو ما را جنگ نیست
در پرت دل هست اگر در آستینت سنگ نیست
صبر باید کردنم بر اشک سرخ و روی زرد
چون ز باغ وصل گلرویان جز اینم رنگ نیست
با غم رویت خوشم در محنت آباد جهان
[...]
در بر سیمین دلت گر سخت تر از سنگ نیست
هرگزت رحمی چرا بر عاشق دلتنگ نیست
از خروش دلخراش ما طلب کن سر عشق
زانکه این سر در صدای عود و صوت چنگ نیست
ماند ز اشک ما چو خر در گل رقیب سنگدل
[...]
روزی دل جز شکست از یار شوخ و شنگ نیست
قسمت دیوانه از طفلان به غیر از سنگ نیست
تا نفس چون گردبادم هست، جولان می زنم
دشت پیمای جنون، پا بسته فرسنگ نیست
چند حرف سخت در کار دل نازک کنی؟
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.