هنگام صبوح آمد ای مرغ سحرخوانش
با زهره درآ گویان در حلقه مستانش
هر جان که بود محرم بیدار کنش آن دم
وان کو نبود محرم تا حشر بخسبانش
میگو سخنش بسته در گوش دل آهسته
تا کفر به پیش آرد صد گوهر ایمانش
یک برق ز عشق شه بر چرخ زند ناگه
آتش فتد اندر مه برهم زند ارکانش
آن جا که عنایتها بخشید ولایتها
آن جا چه زند کوشش آن جا چه بود دانش
آن جا که نظر باشد هر کار چو زر باشد
بیدست برد چوگان هر گوی ز میدانش
شمس الحق تبریزی کو هر دل بیدل را
میآرد و میآرد تا حضرت سلطانش


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر به تمجید از معشوق و مقامهای والای او میپردازد. با اشاره به صبح و بازگشت مرغ سحرخوان، دعوت میکند تا دلها بیدار شوند و از عشق الهی بهرهبرداری کنند. مولانا به وضوح بیان میکند که عشق میتواند انسان را به اوج کمال برساند و در این مسیر، عنایت الهی و دانش حقیقی خود را نشان میدهد. همچنین، او به شمس تبریزی، به عنوان نمایندهای از عشق و حقیقت، اشاره میکند که دلهای بیقرار را به سوی خود و سلطان حقیقی هدایت میکند.
هوش مصنوعی: در صبح زود، ای مرغی که سحر را میخوانی، با چهرهٔ زیبای خود به جمع مستان وارد شو و پرواز کن.
هوش مصنوعی: هر کسی که بیدار و آگاه است و میتواند به عشق و معرفت دستیابی داشته باشد، در آن لحظه او را بیدار کن. اما کسانی که ناآگاه و در خواب هستند، تا روز قیامت باید به خوابشان ادامه دهند و بیدار نمیشوند.
هوش مصنوعی: او میگوید که از عشق و کلامی عمیق، یک سخن را در گوش دل به آرامی میسپرند، تا اینکه نادانی و کفر (عدم ایمان) در برابر او، صدها گوهری که نشاندهنده ایمان اوست، به نمایش بگذارد.
هوش مصنوعی: ناگهان یک شعله از عشق شاه (در اینجا به صورت مفهومی به خدا یا حقیقت اشاره دارد) به آسمان میتابد و به طور ناگهانی آتش بر میافروزد و همهی نظم و ساختار جهان را به هم میزند.
هوش مصنوعی: در جایی که لطف و توجه الهی سبب توانایی و مقامهای روحانی میشود، تلاش انسان و علم او چه ارزشی دارد؟
هوش مصنوعی: در جایی که توجه و نظر خاصی وجود دارد، هر عمل و کار باارزش و با اهمیت است، حتی بدون تلاش و کوشش، مانند اینکه گوی (دانهٔ بازی) به راحتی از میدان خارج میشود.
هوش مصنوعی: شمسالحق تبریزی، که دلهای بیقرار را به خود جذب میکند، همیشه دنبال این است که آنها را به درگاه سلطان حقیقی، یعنی خدا، برساند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
رفتیم من و دل دوش ناخوانده بمهمانش
دزدیده نظر کردیم در حسن درخشانش
دیدیم ز حسن احسان دیدیم در احسان حسن
دل برد ز من حسنش جان داد بدل خوانش
مدهوش رخش شد دل مفتون لبش شد جان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.