ساقی روحانیان روح شدم خیز خیز
تا که ببینند خلق دبدبه رستخیز
دوش مرا شاه خواند بر سر من حکم راند
در تن من خون نماند خون دل رز بریز
با دل و جان یاغیم بیدل و جان میزیم
باطن من صید شاه ظاهر من در گریز
ای غم و اندیشه رو باده و بای غمست
چونک بغرید شیر رو چو فرس خون بمیز
کشته شوم هر دمی پیش تو جرجیس وار
سر بنهادن ز من وز تو زدن تیغ تیز
تشنه ترم من ز ریگ ترک سبو گیر و دیگ
با جگر مرده ریگ ساقی جان در ستیز
تا می دل خوردهام ترک جگر کردهام
چونک روم در لحد زان قدحم کن جهیز
ترک قدح کن بیار ساغر زفت ای نگار
ساغر خردم سبوست من چه کنم کفجلیز
شمس حق و دین بتاب بر من و تبریزیان
تا که ز تف تموز سوزد پرده حجیز


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از حال و هوای روحانی و درونی خود میگوید و به ساغی که نقش مهمی دارد، اشاره میکند. او از تصوف و عشق به خدا سخن میگوید و به حالتی درونی و عمیق دست مییابد که در آن خود را از مادیات رها میسازد. شاعر با یادآوری شکوه و عظمت عشق، از چالشهای درونی و مبارزات روحی خود سخن میگوید و به دنبال شور و وجد در آغوش حقیقت است. در نهایت، او از نور شمس و تاثیر او بر روح و جانش یاد میکند و خواهان رحمت و نورانی شدن دل خود است.
هوش مصنوعی: ساقی که به گیاهان روح میبخشد، از من بخواه که بیدار شوم تا مردم قیامت را ببینند و عظمت آن را تماشا کنند.
هوش مصنوعی: دیشب مرا شاه (خداوند یا عشق) خواند و بر من فرمانروایی کرد، به گونهای که در وجود من هیچ زندگی و روحی باقی نماند و تمام درد و دلهای من مانند گل سرخ جاری شد.
هوش مصنوعی: در این بیت، گوینده بیان میکند که با تمام وجود خود، به انسانی سرکش و آزاد هستم، اما به ظاهر چنان به نظر میرسد که از چیزی فرار میکنم و در درون خود در جستجوی حقیقت هستم. به عبارتی، درون من در تملک شاه یعنی حقیقت است، در حالی که ظاهر من در حال فرار است.
هوش مصنوعی: ای غم و اندوه، از من دور شو و باده بنوش، چرا که غم تو وحشتآور است. وقتی شیر غرش میکند، فرس به رنگ خون در میآید.
هوش مصنوعی: من برای تو هر لحظه آمادهام که جان ببرم، مانند جرجیس که جانش را در راه عشق میدهد. سرم را به نشانه تسلیم به تو میگذارم و تو نیز با تیغ تیز عشق به من آسیب میزنی.
هوش مصنوعی: من بیشتر از یک تشنه به ریگ (شن) و بیابان نیازمندم؛ سبویی را بگیر و دیگی را برپا کن، چون جانم در تلاش و ستیز است و درگیر جگر مرده است.
هوش مصنوعی: چون تاکنون از عشق و دلباختگی سیراب شدهام، در پی آن هستم که از درد و غم خود برهانم، زیرا وقتی به قبر میروم، ای محبوب، برای سفر آخرت به من کمک کن و وسایلم را آماده کن.
هوش مصنوعی: ای نگار، دست از شرابخوری بردار و جام معطر بیاور. چون به یاد زیبایی تو در حال مستیام، احساس میکنم که سبوی من با خرد و راستی تو پر شده، حالا من چه کار کنم در این حالت گیجی و پریشانی؟
هوش مصنوعی: شمس، که به او لقب حق و دین دادهاند، بر من و تبریزیان بتابد، تا از شدت گرمای تابستان، پردهٔ آتشین (که به اوج حرارت اشاره دارد) بسوزد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
ساقی شب زنده دار وقت صبوح است خیز
باده همرنگ صبح جم شو، در جام ریز
معنی یوسف توئی، از چه زندان در آی
ای مه کنعان حسن در همه مصری عزیز
کیستی ای ذات غیب کت زقدم بوده است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.