از بادهٔ لعل، ناب شد گوهر ما
آمد به فغان ز دستِ ما ساغر ما
از بس که همی خوریم می بر سر می
ما در سر می شدیم و می در سر ما
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
از بادهٔ لعل، ناب شد گوهر ما
آمد به فغان ز دستِ ما ساغر ما
از بس که همی خوریم می بر سر می
ما در سر می شدیم و می در سر ما



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به تاثیر عمیق می نوشی اشاره دارد که باعث تغییر و تحول در وجود انسان میشود. او میگوید که باده، به ویژه بادهای ناب، وجود او را به گونهای متحول کرده که دیگر نمیتواند از آن دست بکشد. در این حالت، او و احساساتش در هم آمیخته میشوند و به وجد و شوق میآیند. به این ترتیب، شاعر از لذتهای زندگی و تاثیر آن بر روح و جانش سخن میگوید.
هوش مصنوعی: به خاطر شراب سرخ و باارزش، گوهر وجود ما به تنگی نفس افتاده و به این دلیل، ما از دست خودمان ناراحت و نگران هستیم.
هوش مصنوعی: به خاطر نوشیدن زیاد، ما آنقدر غرق در شراب شدهایم که گویی شراب در وجود ما نفوذ کرده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
گردی نبرد ز بوسه از افسر ما
گر بوسه به نام خود زنی بر سر ما
تا زان خودی مگرد گرد در ما
یا چاکر خویش باش یا چاکر ما
بگذشت ز فرق دو جهان گوهر ما
وز گوهر ماست این عظمت در سرِ ما
ما اعجمیان بارگاه عشقیم
این سِر تو ندانی بچه آیی بر ما
تا رخت جهان همی بود بر خرِما
خالی نبود ز رنج و راحت سرما
مادام که در سرای دنیا باشیم
سرما سرِما خارد و گرما گرِما
می آمد و می رفت پیاله بر ما
تا خون بنماند در رگ و ساغر ما
چون چشم خروه بس که شد در سرما
چون تاج خروه لعل شد افسرما
از بادهٔ عشق شد مگر گوهر ما؟
آمد به فغان ز دست ما ساغر ما
از بس که همی خوریم می را بر می
ما در سر می شدیم و می در سر ما
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.