وقت آن آمد که خرگه با گل سوری زنی
لعبت چینی گزینی جام فغفوری زنی
چهره از لعلی قبایان بدخشانی کنی
باده با فیروزه خطان نشابوری زنی
دست ها در گردن چون رطل مینایی کنی
بوسه ها بر ساعدچون شمع کافوری زنی
ساز و برگ بوس و آغوش و کنارت داده اند
بیش ازین چون نی نمی باید دم از دوری زنی
عمر شیرین موج بر آبست شاید چون حباب
قرعه بر نام شراب تلخ انگوری زنی
بلبل و گل پرده از ساز و نوا برداشتند
زشت باشد گر تو خواهی لاف مستوری زنی
بی کلاه و کفش می رقصند مستان در چمن
تو نمی خواهی که گل بر سر ز مغروری زنی
بلبلا! نرگس دو بینی می کند وقت است وقت
بر سر کرسی برآیی بانگ منصوری زنی
سبزه و گل بر سر کوچند شاید گر تو نیز
با حریفان خیمه ای بیرون ز معموری زنی
باده آخر شد صبوحی را «نظیری » ساز ده
ورنه فردا حرف نتوانی ز مخموری زنی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به دعوت به شادی و جشن میپردازد و از معشوقهاش میخواهد که در جمع مستان شرکت کند و از لذتهای زندگی بهرهمند شود. او به زیباییهایی چون گل و باده اشاره میکند و میگوید که بهتر است از دوری و پنهانکاری پرهیز کند و به جشن و سرور بپردازد. شاعر تأکید دارد که عمر کوتاه است و باید از لحظات خوش استفاده کرد. او مستان را به رقص و شادی در چمن دعوت میکند و در نهایت به این نکته میرسد که فردا شاید فرصتی برای جشن نباشد و باید از امروز لذت برد.
هوش مصنوعی: زمان آن فرارسیده که با گل سرخی صفا ببخشی و همانا برای خود محبوب چینی انتخاب کنی و جامی از فغفوری به دست آوری.
هوش مصنوعی: اگر چهرهات را همچون لعلهای ارزشمند بدخشانی بیارایی، مایهای از شراب با خطهای فیروزهای نشابوری بر تن کنی، زیباییات دوچندان خواهد شد.
هوش مصنوعی: دستهایت را به گردن کسی بینداز، مانند وزنی که به گردن میآید. سپس بوسههایت را بر روی ساعد او بگذار، مانند کافوری که بر شمع مینشیند.
هوش مصنوعی: آنچه که برای محبت و نزدیکی به تو فراهم کردهاند، بسیار است. پس دیگر نیازی نیست از جدایی سخن بگویی.
هوش مصنوعی: زندگی همچون موجی بر آب است که لحظات شیرین و زودگذر دارد، شاید مانند حبابی که با ضربهای بر نام شراب تلخی از انگور برخورد کند.
هوش مصنوعی: بلبل و گل پرده از ساز و نوا برداشتند، یعنی بلبل (نماد عشق) و گل (نماد زیبایی) از خودشان بیپرده و آشکار شدند و صدایشان را شنیدند. اگر تو بخواهی دروغین خود را پنهان کنی و تظاهر به راز داشته باشی، این کار زشت و ناپسند است.
هوش مصنوعی: مستان در چمن بیدغدغه و راحت میرقصند، اما تو نمیخواهی که به خاطر زیبایی خود، گلی بر سرت بگذاری و برتری خود را نشان دهی.
هوش مصنوعی: ای بلبل، نرگس با دو چشمش تو را میبیند. وقت آن رسیده که بر سر جای خودت بیایی و صدای تو بهگونهای باشد که مثل بانگ منصور شنیده شود.
هوش مصنوعی: سبزه و گل در کنار راه قرار دارند؛ شاید اگر تو هم با همراهانت خارج شوی و از زندگی روزمره خود فاصله بگیری، زیبایی و شادابی را تجربه کنی.
هوش مصنوعی: شراب را تمام کردیم و صبح را شروع کردیم، ای نظیری! چارهای بیندیش که فردا نتوانی درباره بیهوشیات صحبت کنی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.