اختلاف اهل دل خوبس اهل دل کجاست
آنکه حل سازد یکی از این همه مشکل کجاست
روزگاری شد که سرگردان دشت حیرتم
یک نفر پیدا نشد تا گویدم منزل کجاست
غرقه در دریای خودبینی شدم دردا که نیست
ناخدای کاملی تا گویدم ساحل کجاست
لیلی ما را همی گویند کاندر محمل است
کس نمیگوید کدامین کاروان محمل کجاست
من که هرگز بر جنون خویش منکر نیستم
با من مجنون نمیگوید کسی عاقل کجاست
دانه امید بس در مزرع دل کاشتم
گر حقیقت داشت پس آن دانه را حاصل کجاست
(صامتا) هر کس به جز من دور از دلدار ماند
پس در این درگه ندانم بنده مقبل کجاست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساس ناامیدی و سردرگمی شاعر است. او در جستجوی اهل دل و شخصی است که بتواند مشکلاتش را حل کند، اما در این راه با تنهایی و بلاتکلیفی مواجه است. شاعر از گمشدن در دنیای خودبینی صحبت میکند و هیچ کس را نمیبیند که راهنمایش باشد. او در پی حقیقت و امید است، اما نرسیدن به نتیجه موجب افزایش شک و یأس او میشود. در نهایت، شاعر به این نکته میرسد که در میان همه این احساسات، تنها مانده و گمشده است.
هوش مصنوعی: اختلاف و ناهمسویی اهل عشق و دل، موضوعی است که نیاز به کسی دارد که بتواند این مسائل را حل کند. سؤال این است که آن فرد دانا و توانمند کجاست که بتواند از پس این همه مشکل برآید و آنها را یکجا کند.
هوش مصنوعی: زمانی فرا رسید که در دشت حیرت و سرگردانی به سر میبردم و هیچ کس پیدا نشد تا نشان دهد مقصد من کجاست.
هوش مصنوعی: در آبی از خودپسندی غرق شدم و افسوس که ناخدای ماهری وجود ندارد تا به من بگوید ساحل کجاست.
هوش مصنوعی: میگویند که لیلی ما در محمل است، اما هیچکس نمیگوید کدام کاروان محمل او کجاست.
هوش مصنوعی: من هرگز انکار نمیکنم که دیوانهام، اما هیچکس به من نمیگوید عاقل کجاست.
هوش مصنوعی: من در دل خود امید زیادی را کاشتم، اما اگر واقعاً این امید وجود داشته باشد، پس چرا ثمرهای از آن نمیبینم؟
هوش مصنوعی: هر کسی غیر از من که دور از محبوبش مانده، در این مکان نمیدانم بندهای که مورد توجه باشد، کجاست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای که می پرسی ز من کان ماه را منزل کجاست؟
منزل او در دلست، اما ندانم دل کجاست
جان پاکست آن پری رخسار، از سر تا قدم
ور نه شکلی این چنین در نقش آب و گل کجاست؟
ناصحا، عقل از مقیمان سر کویش مخواه
[...]
سایه گرد تیغ بیدم،طالع بسمل کجاست
دشنه سوسن به پهلو می رسد، قاتل کجاست
کس نمی بینم که خالی باشد از دیوانگی
در جنون آباد گیتی، آدم عاقل کجاست
یا رب امشب آن جنون آشوب جان و دل کجاست
آن خرام نازکو، آن عمر مستعجل کجاست
زورقی دارم، به غارت رفتهٔ توفان یاس
جز کنار الفت آغوشش دگر ساحل کجاست
تا بهس تهمت نصیب داغ حرمان زیستن
[...]
یار را از من چه میپرسی بپرس از دل کجاست
محفل لیلی ز مجنون پرس در محمل کجاست
عالمی شد کشتهٔ شمشیر غم کو شاهدی
تا برآید از میان گوید به ما قاتل کجاست
سیر دارم تا سحر امشب کنشت و کعبه را
[...]
ای که میپرسی ز من کان ماه را منزل کجاست
منزل او در دل است اما ندانم دل کجاست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.