گنجور

 
سعیدا

یار را از من چه می‌پرسی بپرس از دل کجاست

محفل لیلی ز مجنون پرس در محمل کجاست

عالمی شد کشتهٔ شمشیر غم کو شاهدی

تا برآید از میان گوید به ما قاتل کجاست

سیر دارم تا سحر امشب کنشت و کعبه را

تا چراغ بی‌ریا روشن در این محفل کجاست

ای که صد گل می‌کنی هر لحظه در این بوستان

جز تو در زیر زمین یک دانه بی‌حاصل کجاست

جنگ هفتاد و دو ملت بر سر راه است و بس

ورنه غیریت میان خلق در منزل کجاست

نسبت سرو چمن با قامتش عین خطاست

قامت موزون او چون سرو پا در گل کجاست

طرفه عالم‌هاست در انفس که در آفاق نیست

آنچه پنهان کرده در دل باغبان در گل کجاست

ای که می‌گویی سعیدا را ز جان و دل گذر

جان فدایت باد لیکن عاشقان را دل کجاست

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
هلالی جغتایی

ای که می پرسی ز من کان ماه را منزل کجاست؟

منزل او در دلست، اما ندانم دل کجاست

جان پاکست آن پری رخسار، از سر تا قدم

ور نه شکلی این چنین در نقش آب و گل کجاست؟

ناصحا، عقل از مقیمان سر کویش مخواه

[...]

طغرای مشهدی

سایه گرد تیغ بیدم،طالع بسمل کجاست

دشنه سوسن به پهلو می رسد، قاتل کجاست

کس نمی بینم که خالی باشد از دیوانگی

در جنون آباد گیتی، آدم عاقل کجاست

بیدل دهلوی

یا رب امشب آن جنون آشوب جان و دل ‌کجاست

آن خرام نازکو، آن عمر مستعجل کجاست

زورقی دارم‌، به غارت رفتهٔ توفان‌ یاس

جز کنار الفت آغوشش دگر ساحل کجاست

تا به‌س تهمت نصیب داغ حرمان زیستن

[...]

صامت بروجردی

اختلاف اهل دل خوبس اهل دل کجاست

آنکه حل سازد یکی از این همه مشکل کجاست

روزگاری شد که سرگردان دشت حیرتم

یک نفر پیدا نشد تا گویدم منزل کجاست

غرقه در دریای خودبینی شدم دردا که نیست

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه