گنجور

غزل ۵۱۱

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

هر کس به تماشایی رفتند به صحرایی

ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی

با چشم نمی‌بیند یا راه نمی‌داند

هر کو به وجود خود دارد ز تو پروایی

دیوانه عشقت را جایی نظر افتاده‌ست

کان جا نتواند رفت اندیشه دانایی

امید تو بیرون برد از دل همه امیدی

سودای تو خالی کرد از سر همه سودایی

زیبا ننماید سرو اندر نظر عقلش

آن کش نظری باشد با قامت زیبایی

گویند رفیقانم در عشق چه سر داری

گویم که سری دارم درباخته در پایی

زنهار نمی‌خواهم کز کشتن امانم ده

تا سیرترت بینم یک لحظه مدارایی

در پارس که تا بودست از ولوله آسوده‌ست

بیمست که برخیزد از حسن تو غوغایی

من دست نخواهم برد الا به سر زلفت

گر دسترسی باشد یک روز به یغمایی

گویند تمنایی از دوست بکن سعدی

جز دوست نخواهم کرد از دوست تمنایی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

محمدرضا شجریان » پیوند مهر » ساز آواز

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

عباس مشرف رضوی نوشته:

هر کو به وجود خود دارد ز تو پروایی
به صورت ضبط شده دیگر:
هر کس به وجود خود دارد ز تو پروایی

که (در کو) تنها می تواند به مصرع قبلی رجوع داشته باشد؛ با اینحال درست نمی نماید (دراینصورت باید می بود: چشمش، گوشش)
در حالیکه “هرکس” در “هرکس به وجود خود دارد ز تو پروایی” می تواند علی الاطلاق باشد ( و همینطور: چشم و گوش در مصرع اول) و نه شرطی.
یعنی اینطور نیست که، تنها کسانی نمی بینند که به وجود خود پروایی از دوست داشته باشند؛
بلکه (در اینجا) هر ذیوجودی، اجبارا بخاطر وجود خود، علی الاطلاق، پروا دارد ( و مشروط نیست).

سید عماد رضوی نوشته:

واقعا بیت آخر از هر لحاظ بیت نابی است :

گویند تمنایی از دوست بکن سعدی
جز دوست نخواهم کرد از دوست تمنایی

ابراهیم شفیعی نوشته:

سلام
مصرع نخست بهتر است اینگونه باشد :
هر کس به تماشایی رفته است به صحرایی

اینطوری که “هر کس … رفتند” از نظر دستوری اشکال داره
مگه اینکه بگیم مثلا “مردم به تماشایی رفتند به صحرایی”
که شمار اسم و شمار ضمیر فعل با هم سازگار باشه
پاینده باشید

مهرداد نوشته:

“با چشم نمی‌بیند یا راه نمی‌داند” ، “با ” باید “یا ” باشد

پرهام نوشته:

در پاسخ به اقای رضوی عارضم که “هر” در زبان پارسی به معنای همه و کل نیز می باشد.

••فرهنگ فارسی معین
°هر°
(هَ) [ په . ] (ق .) کل ، همه ، تمام .

بی لب نوشته:

این شعر در برنامه گلهای تازه شماره ۶۰ با همکاری محمدرضا شجریان (آواز)) ، عبادی (سه تار) ، بدیعی (ویلن) ، منصور صارمی (سنتور) ، جهانگیر ملک (تنبک) با دکلمه آذر پژوهش اجرا شده است.

لینک دانلود:
http://www.mfi7.com/wp-content/music/sonati/golha/golhaye%20taze1/Golhaye%20Taze%20060%20-%20Shajarian%20-%20Bayat%20Isfahan.zip

رضا نوشته:

شنیدن این غزل با صدای شجریان و تار فرهنگ شریف در کاست پیوند مهربانان خالی از لطف نیست

کانال رسمی گنجور در تلگرام