گنجور

غزل ۵

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

شب فراق نخواهم دواج دیبا را

که شب دراز بود خوابگاه تنها را

ز دست رفتن دیوانه عاقلان دانند

که احتمال نماندست ناشکیبا را

گرش ببینی و دست از ترنج بشناسی

روا بود که ملامت کنی زلیخا را

چنین جوان که تویی برقعی فروآویز

و گر نه دل برود پیر پای برجا را

تو آن درخت گلی کاعتدال قامت تو

ببرد قیمت سرو بلندبالا را

دگر به هر چه تو گویی مخالفت نکنم

که بی تو عیش میسر نمی‌شود ما را

دو چشم باز نهاده نشسته‌ام همه شب

چو فرقدین و نگه می‌کنم ثریا را

شبی و شمعی و جمعی چه خوش بود تا روز

نظر به روی تو کوری چشم اعدا را

من از تو پیش که نالم که در شریعت عشق

معاف دوست بدارند قتل عمدا را

تو همچنان دل شهری به غمزه‌ای ببری

که بندگان بنی سعد خوان یغما را

در این روش که تویی بر هزار چون سعدی

جفا و جور توانی ولی مکن یارا

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

منوچهر مشکوة نوشته:

بنظر میرسد در مصرع اول مطلع این غزل (شب دراز) با کسره ب به تجانس( شب دراز) در مصرع دوم باسکون ب به معنی خارهای بلندی که بر بالای دیوارها میگذراند صحیح باشد.

پاسخ: در تصحیح فروغی «شب فراق» آمده است.

ناشناس نوشته:

کلمه (یار ) در پیش نویس این غزل نیست

پاسخ: لطفاً واضح‌تر بفرمایید، منظورتان کدام بیت است و «پیش‌نویس» چیست؟

خدیج نوشته:

قشنگه

شکوه نوشته:

اینجا احتمال به معنی بردباری به کار رفته و نه به معنی امکان وقوع

شکوه نوشته:

فرقدین معنی گاو وحشی میدهدوگاو ماده و دو ستاره آسمانی که فرقد نام هر یک از آنهاست

عابد نوشته:

بنظر من بیت دوم این معنی رو میده ==> عاقلان دانند از دست رفتن آدمی سالم که دیوانه گشت….که هیچ احتمالی برای شخص کم صبری، که کور سوی امیدی داشت، نمانده

کریم نوشته:

مثال بندگان بنی سعد چیست و چه معنایی دارد؟

شایق نوشته:

با سلام کریم جان سعد یکی از امرای سلغری فارس بوده و بنی سعد نیز فرزند او واز امرا بوده است وبردگانی داشته که وقتی به سفره های عمومی می رسیدند چیزی در ان سفره باقی نمی ماند و ان سفره به تاراج می رفت خوان یغما یعنی سفره ای که عموم مردم به ان دعوت بودند

شایق نوشته:

با سلام معنی مصرع اخر بیت دوم شاید این باشد که هیچ احتمالی نیست که شخص نا شکیبا بتواند صبر و شکیبایی کند

کریم نوشته:

سلام و تشکر از شابق جان
فکر می کنم بیت الغزل این شعر بیت چهارم باشد.

صدرالدین شیرازی نوشته:

در بیت
شبِ فراق ، نخواهم دواج دیبا را
که شب دراز بُود خوابگاه ، تنها را
معنا با توجه به سخن دوستم جناب منوچر چنین است
شب جدایی رختخواب ابریشم نمیخواهم
زیر رختخواب در این شب که تنها هستم چون خنجر در پهلوست
که شب دراز به سکون ب در شب یعنی چیز نوک تیز یا خنجر یا تیغ و خار
اگر معنی شب دراز مترادف شب طولانی باشد هیچ تناسبی بین دو مصراع و ذکر رختخواب ابریشمی نیست در آن صورت معنی چنین است
شب جدایی رختخواب ابریشم نمیخوام
زیرا رختخواب تنهایی من طولانی است !!!
میبینیم که بین دو مطراع تناسب معنایی نیست
در شعر جناب رودکی سمرقندی نیز برای شب دراز این معنی دیده میشود
زلفش بکشی شب دراز اندازد
وَر بُگشایی ، چنگلِ باز اندازد
یعنی
اگر گیسوی اش کشیده و صاف شود چون خنجریست
و اگر گیسوی یار را باز و رها کنی چون پنجه های پرنده شکاری روی شانه اش میریزد
بدرود دوستان

مینا مرادی نوشته:

درود.
پر واضح است که واژه ی احتمال در مصرع «احتمال نمانده ست ناشکیبا را» به معنی بردباری و تحمل است جناب شایق!

امین کیخا نوشته:

دواج به معنای لحاف پارسی است ( ابو القاسم پرتو )

امین کیخا نوشته:

احتمال واژه ی شایند را به پارسی دارد .

امین کیخا نوشته:

احتمال به معنای حمل کردن هم به عربی معنا میدهد

کمال داودوند نوشته:

ایول به گوینده این غزل زیبا

کانال رسمی گنجور در تلگرام