گنجور

غزل ۴

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

اگر تو فارغی از حال دوستان یارا

فراغت از تو میسر نمی‌شود ما را

تو را در آینه دیدن جمال طلعت خویش

بیان کند که چه بودست ناشکیبا را

بیا که وقت بهارست تا من و تو به هم

به دیگران بگذاریم باغ و صحرا را

به جای سرو بلند ایستاده بر لب جوی

چرا نظر نکنی یار سروبالا را

شمایلی که در اوصاف حسن ترکیبش

مجال نطق نماند زبان گویا را

که گفت در رخ زیبا نظر خطا باشد

خطا بود که نبینند روی زیبا را

به دوستی که اگر زهر باشد از دستت

چنان به ذوق ارادت خورم که حلوا را

کسی ملامت وامق کند به نادانی

حبیب من که ندیدست روی عذرا را

گرفتم آتش پنهان خبر نمی‌داری

نگاه می‌نکنی آب چشم پیدا را

نگفتمت که به یغما رود دلت سعدی

چو دل به عشق دهی دلبران یغما را

هنوز با همه دردم امید درمانست

که آخری بود آخر شبان یلدا را

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

اشکان کمانگری » بادآباد » چون دل به عشق دهی

محمدرضا شجریان » گلبانگ شجریان (بت چین) » ساز و آواز (تار) "دستگاه ماهور"

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

جهانگیر نوشته:

گر تو فارغی از حال دوستان یارا
فراقت از تو میسر نمی‌شود ما را
ادبی ترباید باشد

مسعود جمالی نوشته:

با تشکر از جناب جهانگیر، لطفا توجه داشته باشید که در صورتی که بجای “اگر” کلمه”گر” نوشته شود وزن شعر خراب میشود. سعدی شاخص زیبایی در شعر فارسی است و بیهوده به این عنوان شناخته نمی شود.

علیرضا پیشگو نوشته:

در مورد ترکیب اضافی_حسن ترکیب-
در خط و خوشنویسی از اصول و ملاک های اعتبار خط خوشنویس حسن ترکیب است یعنی چگونه کلمات را نسبت به هم رو یا در کنار یا زیر یکدیگر بنوسیم و نوشته ررا زیبا کنیم این هم همان است که سعدی(ره)گفته که گویا زیبا شناسی است که در مقام مقایسه سخن می گوید نه مقایسه ای که چیزی با آن مقایسه شود بلکه مقایسه ای بین ظهور زیبایی و آنچه باید ظهور کند

شکوه نوشته:

زهر را مانند حلوا از دست یار به ذوق ارادت!خوردن واقعا زیباست زهی سعدی شیرین سخن

شکوه نوشته:

به نظر بنده وامق و عذرا اثری مهجور است ومورد بی مهری قرار گرفته .امروزه کمتر کسی سراغ داریم که لیلی و مجنون را نشناسد ویا شیرین و فرهاد را ولی وامق و عذرا چطور؟

شکوه نوشته:

البته خوانده ام که در زمان طاهریان وقتی کتاب وامق و عذرا را به عبدالله بن طاهر هدیه کردند آنرا به آب انداخت!!!!وبر آشفت و گفت بهکتابی که مجوسان نوشته اندنیاز ندارد ..

دکتر ترابی نوشته:

تنها عبدالله طاهر نبوده است، از این کاسه های داغتر ازآش بسیار داشته ایم و شوربختانه داریم می گویند صاحب عباد در آیینه نمی نگریست مبادا روی عجمی ببیند!!

اشوان نوشته:

اشکان کمانگری این غزل شیخ سعدی را در آلبوم باداباد به زیبایی خوانده است… به دوستان پیشنهاد می کنم حتما بشنوند…

دکتر خدیجه شریفی نوشته:

که گفت در رخ زیبا نظر خطا باشد
خطا بود که نبینند روی زیبا را

این بیت من رو بیاد این بیت زیبای دیگر سعدی انداخت:
گفتی نظر خطاست/تو دل میبری رواست….؟

شاعر بی همتای ایران…

نیما نوشته:

“دوست ناشناسم
جهانگیر عزیز
فراق به معنای دوری و هجران و “فراغ” به معنای آسودگی خاطر است
فراقت از یار همواره میسر است
این فراغت و آسودگی خاطر از معشوق است که عاشق را مقدور نیست
بنابراین جایگزینی “فراقت” به جای “فراغت” نه تنها بار ادبی بیت را بیشتر نمی کند که از مفهوم عمیق آن می کاهد .

... نوشته:

هنگامه اخوان و محمدرضا لطفی در گل های تازه شماره ۲۰۰

شایق نوشته:

باسلام سعدی به مقامی رسیده که نمی تواند به یاد دوست نباشد بر خلاف ما که شاید بزور وبا مشقت بتوانیم اندکی بیاد خدا باشیم او دنیا وعقبی را بدیگران سبرده وفقط دوست را میخواهد دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را واز طرفی زهر از دست دوست را عسل و حلوا میداند باز بر خلاف ما که اگر کوچکترین مشکلی داشته باشیم بانک وفریاد بر اریم وبه زمین وزمان ناسزا میگویم که چرا من اما یکی مثل حضرت زینب در جواب یزید که به او گفت خدا شما را ضلیل کرد گفت ما رایت الا جمیلا من چیزی جز زیبایی ندیدم این همه مصیبت در کربلا برای او زیبا بود این زهری است که حلواست هر وقت بتوانیم از دنیا بگذریم انوقت همه چیز شیرین و زیبا جلوه می کند وگله وشکایت رخت بر می بندد

اصغر ایلات نوشته:

برای لذت بیشتر از این غزل گلهای تازه ۴۲ باصدای استادشجریان وتار شهناز و ویلن پرویز یاحقی در بیات ترک را هم بشنوید

امین نوشته:

سلام خدمت دوستان گرامی
معنی بیت دوم این غزل چیست؟
اصلا چطور خوانده میشود؟

تو را در آینه دیدن جمال طلعت خویش
بیان کند که چه بودست ناشکیبا را

ناباور نوشته:

امین جان
تو را در آینه دیدن ، جمال طلعت خویش
بیان کند که چه بودست ناشکیبا را
فکر میکنم یعنی: جمال زیبای خود را در آیینه نگاه کن تا
دلیل بی صبری و بیقراری ما را بدانی
یا جمال تو دلیل و بیان کننده ی ناشکیبایی است
جمال طلعت خویش ، بر میگردد به بیان کند
با احترام

مهدی.ر نوشته:

با تقدیم احترام دربرخی نسخ کلمه یغما درمصرع(( نگفتمت که به یغما دلت رود سعدی))بصورت ((یغمی)) مکتوب گردیده است. متشکرم

پویان نوشته:

با سلام
ابیاتی از این غزل زیبا را استاد محمدرضا شجریان در آلبوم گلبانگ ۱، به همراه تار استاد هوشنگ ظریف، در گوشه راک دستگاه ماهور اجرا کرده اند، که بسیار دلنشین و شنیدنیست.

الهه نوشته:

«چنان به ذوق ارادت خورم که حلوارا»:
به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقی است/به ارادت بکشم درد که درمان هم از اوست»الحق که سعدی استاد سخن است!

قادر نوشته:

البته این اول بار توسط بانو فمرالمولک وزیری با تار موسی نی داود به زیبایی یخن سعدی در دشتی خونده شد،، یکی از چیزهایی ک آدم ایرانی قبل از مرگ باید گوش بدهد، صدای قمر و شعر سعدی و تار. نی داود،،، هست

قادر نوشته:

این غزل با صدا استاد آواز ایران بانو قمرالمولک وزیر ی و تار استاد نی داود، به زیبایی سخن سعدی خونده شده،،، ک هر ایرانی قبل از مرگ باید گوش بده ک حسرت دنیا را با خود ب گور نبره

عبدالمجید توحیدی بستامی نوشته:

بیا که فصل بهار است ، علت است و نتیجه ای متناسب با بهار باید داشته باشد . بویژه که حرف ” تا ” هم آمده است. یعنی ، به دیگران نگذاریم باغ و صحرا را. سرو بلند ایستاده بر لب جوی هم که در خانۀ خلوت موضوعیت ندارد. افزون که سعدی بشدت طالب باغ و صحرا و گردش است. صوفی و کنج خلوت سعدی و طرف صحرا. چقدر نا متناسب است اگر بگوئیم : بیا که فصل بهار است تا من و تو پشت به بهار و باغ و صحرا بکنیم. یا عجب چیز نکوئی است بیا دور بیاندازیم.

شش‌جوانی نوشته:

دومین یغما در بیت
نگفتمت که به یغما رود دلت سعدی
چو دل به عشق دهی دلبران یغما را
شهری است در ترکستان ظاهراً هم‌جوار خلخ، که زنان‌اش به حسن جمال معروف بودند.

بیتی از خاقانی است در وصف برآمدن خورشید:
چو خاتون یغما به خلخال زر
زخرگاه خلخ برآورد سر

خداوندگار آواز: سیاوش نوشته:

این غزل زیبا را بجز دوباری که پویان و اصغر گرامی اشاره کردند یکبار هم استاد شجریان به همراه زخمه های جاودانه لطفی در مایه ابوعطا خواندند. البته قادر عزیز هم اشاره بجایی داشتند. چون اجرای بانو قمر هم یکی از اجراهای درخشان این شعر جاودانه بود.

محبوبه ذوالقدر نوشته:

با سلام غزلهای سعدی یکی از دیگری زیباترند ولی گویا
این زیباترین و عاشقانه ترین غزلی است که تا به حال شنیده ام.

صابیر نوشته:

ساغ اول منیم یولداشیم. گؤزه ل سس ایله بو بینظیر اثری، سعدی حضرتلرین ده ن اوخوموسان.

محبوبه ذوالقدر نوشته:

سلام
در جواب سعدی و تقدیم به خلوت دل دوست:
کسی که ناز تو را می کشد منم ای دوست
بیا و مشکن از این بیشتر دل ما را

محبوبه ذوالقدر نوشته:

سلام چرا تک بیتی که در جواب غزل شماره ۴سعدی
سرودم درج نمی کنید. دوستان عزیزفی البداهه
بودو امکان ندارد در دیوان هیچ شاعری بیابید.

آرشاویر نوشته:

چرا اینقدر تند تند شعر خوانده میشه؟!

لطفا آرام تر و و شاعرانه تر خوانده شود.

عامی نوشته:

استاد شجریان این غزل رو در غالب آواز ددر دستگاه ماهور اجرا کردند که شنیدنش خالی از لطف نیست

عامی نوشته:

که گفت بر رخ خوبان نظر خطا باشد
نگفتمت که به یغما دلت رود سعدی لطفا تصحیح گردد

رها نوشته:

البته استاد شجریان سه جای دیگه هم این شعر رو خوندند

مثل گلهای تازه ۴۲

حسین آزاد نوشته:

البته استاد شجریان
سه جای دیگه هم این شعر رو خوندند

از جمله گلهای تازه ۴۲

باسپاس

نادر.. نوشته:

گنجور سرشک شوق چشمم را
چه بی پایان
شکیبایی و امید است …

محسن نوشته:

بیت اول را به‌صورت:
تو فارغی ز خیال دوستان یارا / فراغت از تو میسر نمی‌شود مارا
نیز شنیده و خوانده‌ام.
در پاسخ دوستی که معنای بیت دوم شعر را می‌خواستند بدانند، باید گفت که بیت دوم را با این مکث باید خواند:
تو را در آینه دیدن، جمال طلعت خویش / بیان کند که چه بودست، ناشکیبا را
و سوی خطاب آن به یار و معشوق است، به این معنا که اگر زیبایی(جمال) روی(طلعت) خود را در آینه بنگری؛ در می‌یابی که بر عاشق تو در اوج ناشکیبایی چه گذشته‌است.

کانال رسمی گنجور در تلگرام