گنجور

غزل ۱۱۶

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

گر صبر دل از تو هست و گر نیست

هم صبر که چاره دگر نیست

ای خواجه به کوی دلستانان

زنهار مرو که ره به در نیست

دانند جهانیان که در عشق

اندیشه عقل معتبر نیست

گویند به جانبی دگر رو

وز جانب او عزیزتر نیست

گرد همه بوستان بگشتیم

بر هیچ درخت از این ثمر نیست

من درخور تو چه تحفه آرم

جانست و بهای یک نظر نیست

دانی که خبر ز عشق دارد

آن کز همه عالمش خبر نیست

سعدی چو امید وصل باقیست

اندیشه جان و بیم سر نیست

پروانه ز عشق بر خطر بود

اکنون که بسوختش خطر نیست

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کلب کوی حیدر نوشته:

در بیت دوم دلستانان از جایی که نآلیف چاپی اول از جدهایم به من رسیده باید یه صورت جدا گانه یعنی دل ستانان باشد

7 نوشته:

این شعر لوند مورد علاقه من است.
چون در ایران زمین سگ کشی هنر است دور از ذهن نیست این برادر (کلبعلی خان) هم چون خودم دست کم یک یا چند بار خیز برداشته سگی را شل و پل کند.والله اعلم

7 نوشته:

به نظر میرسد شیخ در سرودن این غزل نگاه به این دو غزل داشته است:
عطار:که غزل دلچسبی نیست:
http://ganjoor.net/attar/divana/ghazal-attar/sh112
دل خون شد از توام خبر نیست
هر روز مرا دلی دگر نیست
و این غزل سنایی که زیباست به ویژه برخی بیتهای آن:
شهریست پر از شگرف لیکن
زو هیچ بتی شگرف‌تر نیست
مریم کده‌ها بسیست لیکن
کس را چو مسیح یک پسر نیست
فرزند بسیست چرخ را لیک
انصاف بده چنو دگر نیست
http://ganjoor.net/sanaee/divans/ghazal-sanaee/sh61

کانال رسمی گنجور در تلگرام