گنجور

 
روح عطار

در انتظار تو ای آرزوی بینایی

شب دراز چه‌ها می‌کشم ز تنهایی

شدم ز فرقت روی تو آنچنان بدحال

که گر بدانی بر حال من ببخشایی

به عمر خود نفسی گر درآیی از در من

معینی است که بر عمر من بیفزایی

اگر به غیر تو چشمم به دیگری نگرد

ز سر برون کنم این مردمان هرجایی

به غیر آنکه ز روی نکو نظر بردوز

بکن نصیحتم ای شیخ هر چه فرمایی

چنین که زلف تو افکند کار من در پای

عجب نباشد اگر سرکشم به شیدایی

بیان لعل لبت کار روح عطار است

از آنکه شهره شهر است در شکرخایی

 
 
گنجدان — صندوقچهٔ شعر کهن روی آیفون و اندروید و وب
منوچهری

گرفتمت که رسیدی بدانچه می‌طلبی

گرفتمت که شدی آنچنان که می‌بایی

نه هر چه یافت کمال از پیش بود نقصان

نه هر چه داد، ستد باز چرخ مینایی؟!

وطواط

بزلف مشکی، جانا، بچهره دیبایی

چو تو نباشد، دانم، کسی بزیبایی

مرا تو گویی: در هجر من شکیبا شو

کرا بود ز چنین صورتی شکیبایی ؟

زبان ببندی و هر ساعت از حدیث مرا

[...]

سوزنی سمرقندی

بر من آمد دوش آن در چشم بینائی

ز بهر جستن تدبیر رای فردائی

هرآنچه داشت به دل راز پیش من بگشاد

بلی چنین سزد از یکدلی و یکتائی

چه گفت گفت بخواهم شدن ز تو یکچند

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سوزنی سمرقندی
قوامی رازی

کریم بار خدایا به ما توبه شائی

غریب نیست اگر بر همه ببخشائی

اسیر و عاجز و بیچاره و گنهکاریم

نهاده گوش به امر تو تا چه فرمائی

به درگه تو چه خیزد ز ما و طاعت ما

[...]

جمال‌الدین عبدالرزاق

بزرگوارا در انتظار بخشش تو

نمانده است مرا طاقت شکیبائی

سه چیز رسم بود شاعران طامع را

نخست مدح و دوم قطعه تقاضائی

اگر بداد سوم شکرا اگر نداد هجا

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه