تمام عیبم و از عیب خویش بی خبرم
که حسن روی تو نگذاشت عیب خود نگرم
همین نه بنده ی نا سودمند بی هنرم
بدی و زشتی و عیب است پای تا بسرم
بدین بدی که منم کس مرا نداند و من
از آنچه دانم دانم که باز من بترم
اگر به بیهنری خواندم زهی تشریف
که فضل خواجه بپوشد معایب دگرم
خبر ز دوست ندارم جز آنکه با خبر اوست
خبر ز خویش ندارم جز اینکه بیخبرم
بدست لطف مرا کشت باغبان ورواست
کنون بخشم اگر بر کند که بی ثمرم
نه زاسمان و نه زابرم شکایتست که من
زمین شوره ام و نیست سودی از مطرم
اگر بدیده ی بیگانه جلوه کرد رخش
چه جای شکوه که من آشنای بی بصرم
چو اصل هر هنر آمد وجود خواجه نشاط
مرا از این چه هنر به که عاری از هنرم
کمال آینه در سادگی و بی نقشی ست
خوشم که پاک شد از نقش مختلف گهرم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان عیوب و کمبودهای خود شاعر میپردازد. او از عدم آگاهیاش نسبت به عیوبش صحبت میکند و میگوید که زیبایی محبوبش او را از دیدن بدیهای خود بازداشته است. او خود را بیهنر و ناکارآمد میداند و به زشتیهای درونیاش اشاره میکند. شاعر از اینکه کسی از عیوبش خبر ندارد، ابراز غم میکند و میگوید که بیشتر از آنچه میداند، باز هم از خود بدتر است. او بیان میکند که بر اثر بیهنریاش، با کمال ناامیدی به دنیای خود نگریسته و از وضع خود شکایتی ندارد. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که زیبایی و کمال در سادگی و بینقشی نهفته است و از اینکه از زرق و برقها دور مانده، احساس خوشحالی میکند.
هوش مصنوعی: من تمام عیبهایم را نمیبینم و از نواقص خود بیخبرم، چون زیبایی تو باعث شده که به عیبهای خود توجه نکنم.
هوش مصنوعی: این جمله بیانگر این است که شخصی احساس میکند که بدون هنر و ویژگیهای مثبت، فقط یک فرد بیفایده و ناتوان است و این وضعیت او را از سر تا پا پر از عیب و نازیبایی کرده است.
هوش مصنوعی: من به بدیهای خود آشنا هستم و میدانم که هیچکس از حال و روز من خبر ندارد و با تمام آگاهیهایی که دارم، همچنان از آنچه که هستم میترسم.
هوش مصنوعی: اگر من بیهنر بخوانم، خوشا به حال من که دانش و فضیلت استاد، نقصها و کاستیهای دیگران را میپوشاند.
هوش مصنوعی: من دوست ندارم درباره کسی دیگر صحبت کنم مگر این که آن شخص هم در جریان باشد. همچنین از خودم نیز چیزی نمیگویم جز اینکه در حالتی هستم که از خودم بیخبرم.
هوش مصنوعی: باغبان با مهر و محبتش مرا از ریشه کنده است و حالا اگر او تصمیم بگیرد که من را هم کند، بر او خرده نمیگیرم چون در حال حاضر بیثمر شدهام.
هوش مصنوعی: شکایتی از زمانه یا وضعیت خود ندارم؛ من فقط به این واقعیت اشاره میکنم که مثل زمینی شور و بیفایده هستم و هیچ نفعی از سخنانم نمیبرم.
هوش مصنوعی: اگر چهرهام برای دیگری ناآشنا و عجیب به نظر میرسد، چه جای گلایه است که من خودم با وجود آشنایی، نمیتوانم آن را ببینم.
هوش مصنوعی: هر چه هنر و مهارتی باشد، اصل و اساس آن در وجود شخصی به نام خواجه نشاط است. حالا من از اینکه چنین هنری ندارم، چه چیزی بهتر از این میتواند باشد؟
هوش مصنوعی: آینه زمانی به کمال میرسد که ساده و بدون زرق و برق باشد. من خوشحالم که از نقوش گوناگون پاک شدم و به سادگی دست یافتم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نظر همی کنم ار چند مختصر نظرم
به چشم مختصر اندر نهاد مختصرم
نمیشناسم خود را که من کیم به یقین
از آنکه من ز خود اندر به خود همی نگرم
عیان چو باز سفیدم نهان چو زاغ سیاه
[...]
اگر چه نیستت از چشم دوستان آزرم
چرا نیاید ازین شیبت سپیدت شرم
ایا به عالم عهد از تو نوبهاروفا
چرا چنین ز نسیم صبات بیخبرم
به خاصه چون تو شناسی که رنگ و بوی نداد
خرد به باغ سخن بیشکوفهٔ هنرم
به صد زبانت چو سوسن بگفته بودم دی
[...]
جمال شاه سخا بود و بود تاج سرم
وحید گنج هنر بود و بود عم به سرم
به سوی این دو یگانه به موصل و شروان
دلی است معتکف و همتی است برحذرم
هنر بدرد ز دندان تیز سین سخا
[...]
چو ماه یکشبه بنهفت چهره از نظرم
مه دو هفته درآمد به تهنیت ز درم
بداد مژده عید از لطف چنانک گرفت
ز فرق تا به قدم جمله در گل و شکرم
مرا به شادی رویش به سینه باز آمد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.